Lucas Spampinato لوكاس Spampinato هو مدرب كرة القدم والكاتب الفرنسي من مواليد 6 ديسمبر عام 1989 في غرونوبل.r[1][2][3]
Lucas Spampinato (f. 6. desember 1989 í Grenoble) er fótboltaþjálfari og franska rithöfundur[1][2][3]


یژورکا
Jeziorka

یژورکا رودخانه‌ای در لهستان است. درازای آن ۶۶.۳ کیلومتر است. شهرهای بزرگ زیادی در کنار این رودخانه قرار دارند؛ همچون پیازچنزو و کنستانچین-یژورنا.
Jeziorka er fljót í Póllandi. Það rennur 66,3 km langa leið. Við fljótið standa margar stórar borgir, svo sem Piaseczno, Konstancin-Jeziorna.

اسکارنامه نام دو نسخه کتاب خطی پوستی به زبان ایسلندی باستان است.
Skarðsbók er nafn á tveimur fornum íslenskum skinnhandritum.

اسکاردنامه رونویسی‌ای از یونس‌نامه، نسخه خطی اسناد رسمی است که شامل یونس‌نامه و چندین راهکار حقوقی است. نسخه خطی سال ۱۳۶۳ میلادی کتابت شده است. ب ر بر و ا بر این است که نسخه خطی در صومعه ل نوبرایده است ، و مشتری ورمور ی از اسون ، ودر Skarð.strönd بوده استر اعتقاد بر این است که نسخه خطی در صولگافبرای ه شده است ، و مشری اورموسز انوراسون ردی در Skarðsströnd بوده است ن نسخه خطی در ارنساقرار داشته فن و دارای شماره مجموعه AM 350 fol .است
Skarðsbók Jónsbókar er lögbókarhandrit, sem hefur að geyma Jónsbók og nokkrar réttarbætur. Í handritinu kemur fram að það var skrifað 1363. Talið er að handritið hafi verið skrifað í Helgafellsklaustri, og að verkbeiðandinn hafi verið Ormur Snorrason lögmaður á Skarði á Skarðsströnd.

صادق هدایت (۲۸ بهمن ۱۲۸۱ – ۱۹ فروردین ۱۳۳۰) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی بود.[1] او را همراهِ محمدعلی جمال‌زاده، بزرگ علوی و صادق چوبک یکی از پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند.[2]
Sadegh Hedayat (17. febrúar 1903 – 9. apríl 1951) var íranskur rithöfundur, þýðandi og menntamaður. [1] Hann er talinn einn af feðrum nútíma íranskra skáldskapar ásamt Mohammad-Ali Jamalzade, Bozorg Alavi og Sadegh Choobak . [2]

هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و نیز، روشنفکری برجسته بود. بسیاری از پژوهشگران، رمانِ بوف کور او را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند.[1][2][3] هرچند آوازهٔ هدایت در داستان‌نویسی است، امّا آثاری از متون کهن ایرانی مانند زند وهومن یسن و نیز از نویسندگانی مانندِ آنتون چخوف و فرانتس کافکا و آرتور شنیتسلر و ژان پل سارتر را نیز ترجمه کرده‌است. او همچنین نخستین فرد ایرانی است که متونی از زبان پارسی میانه (پهلوی) به فارسی امروزی ترجمه کرده‌است.[4]
Hedayat var einn af frumkvöðlum írönskra nútímabókmennta og einnig einn af áberandi vísindamönnum á sviði þjóðsagna. Margir telja skáldsöguna Blind Ugla Hedayat vera frægasta og stórbrotnasta samtímaskáldskapinn í Íran. [1] [2] [3] Þótt frægð Hedayat sé í skáldskaparskrifum hefur hann einnig þýtt verk úr fornum írönskum textum eins og Zand o Human-Yasn, sem og eftir rithöfunda eins og Anton Chekhov, Franz Kafka, Arthur Schnitzler og Jean-Paul Sartre .

حجم آثار و مقالات نوشته شده دربارهٔ نوشته‌ها، زندگی و خودکشی صادق هدایت گواهِ تأثیر ژرف او بر جریان روشنفکری ایران است.[1] شمار بسیاری از سخنوران ایرانی نسل‌های بعدی، از غلامحسین ساعدی و هوشنگ گلشیری و بهرام بیضایی تا رضا قاسمی و عباس معروفی و دیگران، هر یک به نوعی کمتر یا بیشتر تحت تأثیر کار و زندگی هدایت واقع شده و درباره‌اش سخن گفته‌اند.
Magn verka og greina sem skrifaðar eru um skrif Sadegh Hedayat, líf og sjálfsvíg er sönnun um djúp áhrif hans á írönsku upplýsingahreyfinguna. [1] Fjöldi íranska ræðumanna af síðari kynslóðum, allt frá Gholamhossein Saedi, Hooshang Golshiri, Bahram Bayzaee til Reza Ghasemi, Abbas Maroufi og fleiri, hver þeirra var meira og minna undir áhrifum frá starfi og lífi Hedayat og talaði um hann.

صادق هدایت در ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ در پاریس در ۴۸ سالگی خودکشی کرد و چند روز بعد در قطعهٔ ۸۵ گورستان پر-لاشز به خاک سپرده شد.
Sadegh Hedayat framdi sjálfsmorð apríl 1951 í París, 48 ára að aldri og var grafinn nokkrum dögum síðar á lóð 85 í Per-Laches kirkjugarðinum .

جایزه ادبی صادق هدایت که توسط بنیاد صادق هدایت برگزار می‌شود، سالانه تندیس هدایت را برای داستان برتر به یک اثر داستانی کوتاه به زبان فارسی اعطا می‌کند.
Sadegh Hedayat bókmenntaverðlaunin, skipulögð af Sadegh Hedayat Foundation, veita styttunni af Hedayat árlega fyrir bestu persnesku smásöguna.

زبان لُری (به لری: زۊن لٛوْری‎)[1] یک زبان ایرانی جنوب غربی است که توسط مردم لر ساکن و کوچ‌نشین در منطقه بزرگی در غرب و جنوب ایران شامل استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و همچنین جنوب ایلام، جنوب همدان، نیمه شمالی استان خوزستان، شمال غرب فارس، شمال غرب بوشهر و جنوب غرب اصفهان گویش می‌شود. این زبان در کنار فارسی به شاخه جنوبی زبان‌های ایرانی غربی تعلق دارند.[2]البته بسیاری از زبان شناسان لری را به عنوان یک زبان در نظر نگرفته‌اند و آن را گویشی از فارسی به‌شمار آورده‌اند[3][4][5]همچنین از دیدگاه ایران کلباسی گویش لری از شاخه جنوب غرب زبانهای ایرانی نو و خواهر زبان فارسی است.[3] از سوی دیگر اریک آنونبی،[6] دانشنامه ایرانیکا،[7][2] فهرست لینگوییست[8] و سکندر امان‌الهی[6] لری را زبانی مستقل از فارسی معرفی می‌کنند. همچنین اتنولوگ زبان لری را مستقل از زبان فارسی معرفی کرده و بیش از ۸۰٪ واژگان زبان لری و فارسی را مشترک می‌داند.[9] زبان‌های لری خود به دو گروه متمایز متناظر با تمایز بین لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شوند.[10] زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است[11] و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد.[11] ریشه زبان‌های ایرانی، لری-بختیاری و سایر گویش‌های لری مانند زبان فارسی به پارسی میانه و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان برمی‌گردد؛[12][13][14][2][7] زبان‌شناسانی دیگر لری را یک زنجیره گویشی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اند[11] که میان مردم لر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از گویش‌های مختلف تشکیل شده‌است.[11] به عبارت دقیق‌تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیرگروه پیوسته از ایل‌ها و طایفه‌هاست که شناخته‌شده‌ترین این گروه‌ها عبارتند از: بالاگریوه یا پهلی یا فیلی، ممسنی، بختیاری، بویراحمدی، کهگیلویه و ممسنی، ثلاثی و گاه کمزاری.[15]
Lursk eða Luri tunZain Laurigumál [1] er suðvestur- Íranskt tungumál sem talað er af Lor-fólki sem býr og hirðingja á stóru svæði í vestur- og suðurhluta Íran, þar á meðal héruðunum Lorestan, Chaharmahal o Bakhtiari, Kohgiluyeh o Boyer-Ahmad, svo og suður af Ilam ., suður af Hamedan, norðurhluta Khuzestan héraðs, norður Það er talað í vesturhluta Fars, norðvesturhluta Bushehr og suðvesturhluta Isfahan .Ásamt Persnesku tilheyrir þetta tungumál suðurhluta vestrænna Írans tungumála. [2]Aftur á móti kynna Eric Anunbi, [6] Encyclopaedia Iranica, [7] [2][8] og Eskandar Amanollahi [6] Lursk sem sjálfstætt tungumál úr Persnesku. Ethnologe kynnti þjóðfræðingurinn Lursk tungumálið óháð Persnesku og telur meira en 80% af orðaforða Lursk og Persneska tungumálsins vera það sama.