زیرا خدا دانا و حکیم است.»
Allah Tudó és Bölcs.


فرشتگان گفتند که برای خدا هر چیزی آسان است.
Azt kérdezték: Ó Allah küldötte!

این است همان دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.
Több faja (de messze nem mind) törzsszukkulens.

ای خداوند بزرگ تو شایسته پرستش هستی.
Da zu dir der Heiland kam - nyitókórus (első felvonás) Mein Herr!

سپس انسان نیک سرشت از راهی نورانی به سوی پردیس (بهشت) و انسان گنه‌کار به دوزخ می‌رود.
A döntés értelmében a jók a Kertekbe (Dzsanna), a rosszak pedig a Tűzbe (Nár) jutnak.

وجود خدا را با خود خدا اثبات می‌کنند: برهان صدیقین.
Ők azok, akik iránt Allah kiengesztelődik.

«بگو کجایی (به سوی تو)».
De hát akkor hol vannak?”

خداوند در شش روز هستی را آفرید و در روز هفتم به استراحت پرداخت.
A mindennapokban Allah hét nevének (eszmá-i szebá) ismételgetését gyakorolták.

به علاوه چه بسا خداوند نخواهد که بندگانش از روی کراهت به او ایمان آورند.
Nem érzi magát isten rabjának vagy szolgájának (amint például Varuna, Jahve, Allah hívei vallják).

می‌توانند همدیگر را تهدید کنند (قمری)، یا همدیگر را به‌طور فیزیکی مورد حمله قرار دهند (شاهین).
A beszédhangok torzulhatnak (diszlália), megváltozhatnak (paralália), vagy ki is maradhatnak (alália).

نسب او به حضرت ابراهیم (ع) می‌رسد.
Helgi Abrahamsen (feröeri nyelven).

میکایا گفت: پس، سخن خداوند را بشنو.
Mindeközben mondja: Allah hallja azokat, akik magasztalják Őt.

اپی آسفالتی ...............................................................................
Baby Sisters: Lesz, ami lesz 2000.

آفریننده و نگاهبان نام من است.
(A waklum a rabáúm mellett az uralkodói cím.)

مقابلت می‌ایستیم.»
Még találkozunk."

و نیز سؤال کنند تو را که چه در راه خدا انفاق کنند؟ جواب ده: آنچه زائد (بر ضروری زندگانی) است.
Que (mindig elöljáró nélkül) élettelen tárgyra kérdez fordított szórendű kérdő mondatban: Que voulez-vous ? ’Mit akar (maga)?’

پس هیچ دانش جویی معلم نیست. (!)
(And Then There Were None) címmel vált ismertté.

ما تا آخرین گلوله خواهیم جنگید.
Harcolni fogunk az utolsó golyóig.

شاه نامه را در جیبش گذاشت و پرسید چه کسی این نامه را به تو داده است.
¿Cuál libro prefieres: este (éste) o ese (ése)? ’Melyik könyvet szereted jobban: ezt itt, vagy azt nálad?’.

و گفت هرکه خیانت کند خدای را در سّر، خدای پرده او را بدارند به آشکارا.
Varaqa azt mondta: "Ez ugyanaz, , akit Allah Múszához (Mózeshez) küldött.

کوهسنگی بر فراز کوه‌هایی است که صعود به آن راحت است.
Ettől délre a Kiziltasz-hegység (Кызылтас) az Akszoran-hegységgel (Ақсораң).

«از بنی اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسی بن مریم لعنت شدند، و این لعنت پاداش عصیان و تجاوزشان بود.
Eldar a híres azeri színészpár – Abbas Mirzə Şərifzadə és Marziyya Davudova – dédunokája.

این برای‏ شما پاکیزه‏تر است .
Még nagyobb sikert ért el a Quizás, quizás, quizás (Talán-talán).

دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، صص ۹۶۸ و ۹۶۹، بهاءالدین خرمشاهی.
(A jelenések könyve 9,7-10).]]

به شوخی گرفتن.
Biztos viccelnek.

برادران پدرم عاشق کوه‌ها بودند.
Apám testvérei a hegyet szeretik.

دو قبرستان روس‌ها، یادآور آن زمان است.
Két orosz temető emlékeztet erre az időszakra.

نقد اسلام نقد محمد جنین‌شناسی در قرآن سوره انعام، آیه ۶۸:وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَإِمَّا یُنسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ:و چون ببینی کسانی در آیات ما فرومی‌روند از ایشان روی برتاب تا در سخنی غیر از آن درآیند و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت پس از توجه با قوم ستمکار منشین قسمتی از آیه ۷سوره آل عمران: وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ:و دیگر متشابهاتند اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه‌جویی و طلب تاویل آن از متشابه آن پیروی می‌کنند سوره بقره، آیه ۱۰۶ سوره نحل، آیه‌های ۱۰۱ و ۱۰۲ فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ: پس چون ماه‌های حرام سپری شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خدا آمرزنده مهربان است ﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ﴾(سورهٔ کوثر-آیهٔ ۲) تحریم ۱–۵ آیه ۴و۵ سوره احزاب سوره احزاب آیه ۵۲ سوره کهف، آیات ۸۱ و ۸۰ و ۷۴ سوره قمر، آیات ۳۱–۲۷ سوره شمس، آیات ۱۵–۱۱ سوره شمس، آیات ۱۵–۱۱ سوره اعراف، آیه ۷۳ سوره هود، آیه ۶۴ هود، ۶۵ سوره هود، آیه ۶۷ بقره ۱۹۰ نساء ۸۹ نسا، ۸۴ احزاب، ۲۵–۲۷ بقره، ۴–۷ انفال ۶۷ انعام ۳۲ توبه ۳۸ انعام ۳۶ انعام ۱۱۱ الدخان ۵۵–۵۱ بقره ۳۹ انعام ۴۷–۴۹ نساء ۵۶ انعام ۶ اعراف ۴ الزخرف ۵۱–۵۶ بقره ۲۵۰ ۲۵۱ ﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ ۚ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ۚ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّىٰ يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ ۖ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ ۗ كَذَٰلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾ ﴿يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ ۖ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ﴾ ﴿الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا﴾ ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ نساء ۲۸، مائده ۶۲ و ۶۳، منافقون ۲۱ و ۲۲ و آیاتی از سوره بقره نساء ۱۶۱–۱۵۹ بقره ۷۵–۷۰ و نساء ۴۸–۴۶ بقره ۹۳–۸۷ و آل‌عمران ۱۸۴–۱۷۷ بقره ۱۴۲–۱۳۶ و ۱۵۲–۱۴۷ جاثیه ۱۶ اعراب ۱۳۷ بقره ۴۷ بقره ۶۲ در بقره ۸۴ به آن اشاره شده‌است.
A jelzőként álló névmás nemcsak közelebbről határozza meg a főnév jelentését, hanem determinánsként meg is mutatja a főnév nemét, számát és esetét azáltal, hogy felveszi a névelők végződéseit. személyes névmás (das Personalpronomen) alanyesetben: ich (én), du (te), er/sie/es (ő), wir (mi), ihr (ti), sie (ők), Sie (ön) tárgyesetben: mich (engem), dich (téged), ihn/sie/es (őt), uns (minket), euch (titeket), sie (őket), Sie (önt) részes esetben: mir (nekem), dir (neked), ihm/ihr/ihm (neki), uns (nekünk), euch (nektek), ihnen (nekik), Ihnen (önnek) birtokos esetben (csak vonzatként használatosak): meiner, deiner, seiner/ihrer/seiner, unser, euer, ihrer, Ihrer visszaható névmás (das Reflexivpronomen) tárgyesetben: mich (magamat), dich (magadat), sich (magát), uns (magunkat), euch (magatokat), sich (magukat/magát) részes esetben: mir (magamnak), dir (magadnak), sich (magának), uns (magunknak), euch (magatoknak), sich (maguknak/magának) kölcsönös névmás (das Reziprokpronomen) einander (egymás) birtokos névmás (das Possessivpronomen) jelzőként használt: 'mein(e)' (az én ...m), dein(e)' (a te ...d), sein(e)/ihr(e)/sein(e)' (az ő ...je), unser(e)' (a mi ...nk), euer(e)' (a ti...tek), ihr(e)' (az ő ...jük), Ihr(e)' (az ön ...je) önállóan használt Ha határozott névelővel áll, úgy ragozzuk, mint a gyenge melléknevet.

کولی(Colli) نشان دهند کوه، اتشفشان یا نیاکان و ماییتل(Maitl) که دست یا زمین معنی می‌دهد.
A Szansin (Sansin) (hangul: 산신) a hegyisten, melynek tisztelete széles körben elterjedt, mint a hegy és a falu védelmezője és irányítója.

من می‌دانم که اعداد زیبایند.
Én tudom, hogy a számok szépek.

الله بزرگ‌ترین است.
Allah a legnagyobb.

پاریس آزاد شد!
De Párizs felszabadult!

در کنار رضاقلی ظلی و ابراهیم بوذری، از شاگردان برجسته اقبال آذر است.
Itt élt Ibrahim (Ábrahám) próféta és Jób (Ayub) próféta.

شام شب یا وعده شبانه (Supper) ممکن است برای طبقه کارگران به معنای اسنک یا میان وعده‌ای باشد که در آخر شب خورده می‌شود.
Natt (éjszaka) és Anar (a másik) lánya, féltestvérei anyai (Natt) ágon Aud és Dag (nappal).

گفت راهبه “مرا با دوست چه‌کار. ”
Így írt: „Ó, távoli vad hazám!

دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ).
A püspöki cím mellett (abból fakadóan) több más cím birtokosa is.

آن را چنگ مریم هم نامیده‌اند.
Olaru Maria (angol nyelven) (HTML).

حکمت بهشتی، تئوسوفیا Theosophia، یا حکمت خدایان.
Erda (alt) – A Földanya, a bölcsesség istene.

این بنا در گذشته طاق قرآن نیز نامیده شده‌است.
Ebből származik a négerez(ik) szó.

جالب است که او تنها چند هفته پیش از شکسپیر به دنیا آمده بود و به احتمال زیاد وی را می‌شناخت.
Érdekes, hogy csak pár héttel született Shakespeare előtt és valószínűleg ismerték egymást.

ص ۱۰۸ 2009.
158/2009.

ران شروع به فروش داروی جدید در خیابان می‌کند.
Ron elkezdi az utcákon árulni a gyógyszert.

هیچ درختی را قطع نکنید.
A Ne vágj ki minden fát!

زمانی که من شروع به انجام این کار کردم به مدرسه بازگشتم.»
Mikor elkezdtem táncolni, visszamentem az iskolába.”

کارما، فعالیت، تنها چیزی است که تمام بدی‌ها را به دور می‌راند ".
Karma - tevékenység - az egyetlen dolog, ami ki tud vezetni minden gonoszt."

او عاشق طبخ غذاهای ایتالیایی است.
Imádja az olasz kaját.

دلم برای او تنگ خواهدشد.
Az fog nekem nagyon hiányozni.

چرا، چطور، چگونه؟.
Ha igen, miért, hogyan?

او برای همیشه در قلب ما خواهد بود.
Mindörökké élni fog a szívünkben.

خفاش‌ها نابینا نیستند.
A denevérek nem vakok.