我們試試看!
به امتحانش می‏ارزه.


我們試試看!
امتحانش ضرر نداره.

我该去睡觉了。
من باید بروم بخوابم.

你在干什麼啊?
داری چه کار می‏کنی؟

這是什麼啊?
آن چیست؟ / چیست آن؟ / اون چیه؟

今天是6月18号,也是Muiriel的生日!
امروز هشتم ژوئن و تولد موریل است.

生日快乐,Muiriel!
تولدت مبارک، موریل!

我去听他的演讲去晚了。
دیرتر از آن رسیدم که بتوانم سخنرانی او را گوش کنم.

这不是你的书,这是我的书。
این کتاب من است، کتاب تو نیست.

我想吃苹果派。
دوست دارم پای سیب بخورم.

医生发现了一些令人吃惊的事实。
پزشکان حقایق تکان دهنده‌ای را کشف کرده‌اند.

岩石經過風化後,形成了各種奇特的形狀。
سنگ‌ها به شکل‌های زیبایی ساییده می‌شوند.

我在翻译。
دارم ترجمه می‌کنم.

我喜欢吃苹果。
من دوست دارم سیب بخورم.

您昨天在哪儿?
تو دیروز کجا بودی؟

不管你怎么做,结果都一样。
صرفنظر از آنچه که ممکن است انجام دهی، نتیجه باز هم یکسان خواهد بود.

中国比日本更大。
چین بزرگتر از ژاپن است.

很抱歉,我那时候不能来。
من نگران هستم، که نتوانم در موقع مقرر آن را درست کنم.

我起初不喜欢他了,可是现在喜欢。
ابتدا از او خوشم نمی آمد ولی حالا چرا.

他/她的朋友是歌手。
دوستش یک خواننده است.

他是日本最有名的歌手之一。
او(پسر) یکی از معروفترین خوانندگان در ژاپن است.

他因为生病了,所以不能来拜访。
چون او مریض بود, او نتوانست به مهمانی برود.

我昨天买了这个打印机。
من این چاپگر رادیروز خریدم.

那个孩子不怕水。
آن کودک از آب ترسی ندارد.

药的味道很苦。
دارو ها مزه تلخی دارند.

别离开我啦!
منو ترک نکن!

我要吃一本书。
می خواهم یک کتاب بخرم.

嗨,你怎么样?
سلام، حالت چه طوره؟

我忙得不能来。
آن قدر سرم شلوغ است که نمی توانم بروم.

没人理解我。
هیچکس مرا درک نمی‌کند.

我还在床的时候请了他来。
در حالی که هنوز در بستر بودم، گفتم به دیدنم بیاید.

条条大路通罗马。
تمام راهها به رم ختم می شود.

她对一条狗开始了说话。
او شروع به صحبت کردن با سگ کرد.

请别碰。
لطفا دست نزن.

阿里是个好人。
علی انسان خوب است.

这水不能喝。
این ۀب آشامیدنی نیست.

他对什么都很好奇。
او درمورد همه چیز کنجکاو است.

他吃完肉排又点了一份。
او یک استیک خورد و یکی دیگر سفارش داد.

法國是西歐。
فرانسه در اروپای غربی واقع است.

你不懂。
شما نمی‌فهمید.

你不明白。
شما نمی‌فهمید.

貝蒂殺了她的母親。
بتی مادرش را کشت.

他是个独立思考者。
او فرد آزاداندیشی بود.

如果你唱歌的話一定很棒。
اگر می توانستید آواز بخوانید، عالی می شد.

你将会和我一起去购物吗?
آیا دوست دارید با من خرید کنید؟

你好,我是塞皮德。
سلام، من سپیده هستم.

我不知道這個符號代表什麼意思。
نمی‌دانم این نماد علامت چیست.

珍比蘇珊更吸引人。
جین از سوزان زیباتر است.

你的鞋子在这儿。我的呢?
کفش‌های شما اینجا است. کفش‌های من کجا است؟

我们很快会见面的。
به زودی میبینمت