# fa/ted2020-1592.xml.gz
# srp/ted2020-1592.xml.gz


(src)="1"> پنج سال پیش ، من ازآنچه که باید مثل آلیس درسرزمین عجایب باشه را ، کمی تجربه کردم . پنج سال پیش ، من ازآنچه که باید مثل آلیس درسرزمین عجایب باشه را ، کمی تجربه کردم .
(trg)="1"> Prije 5 godina , doživjela sam nešto što bi bilo najsličnije Alisi u zemlji čuda .

(src)="2"> پن استِیت که یک دانشگاه است از من که یک معلم ارتباطات هستم ، خواست که به دانشجویان مهندسی یک کلاس ٬ ارتباطات درس بدهم .
(trg)="2"> Pen Stejt je pitao mene , nastavnika komunikologije , da li želim da držim časove komunikacije studentima inženjerstva .

(src)="3"> و من وحشت کردم . ( خنده تماشاگران ) واقعا ترسیدم . ترس از دانشجویانی با مغز بزرگ ، کتاب‌های بزرگ و واژه های نا آشنا . واقعا ترسیدم . ترس از دانشجویانی با مغز بزرگ ، کتاب‌های بزرگ و واژه های نا آشنا .
(trg)="3.1"> Bila sam preplašena .
(trg)="3.2"> ( Smijeh ) Zaista preplašena .
(trg)="3.3"> Preplašena od tih studenata i njihovih velikih mozgova i njihovih obimnih knjiga i njihovih nepoznatih riječi .

(src)="4"> اما هر چه بیشتر مکالماتمان گشوده شد ، من آنچه را تجربه کردم که حتماً آلیس وقت پائین رفتن درآن سوراخ خرگوش تجربه کرد و دری که به یک جهان جدید باز می‌شد را دید . من آنچه را تجربه کردم که حتماً آلیس وقت پائین رفتن درآن سوراخ خرگوش تجربه کرد و دری که به یک جهان جدید باز می‌شد را دید .
(trg)="4"> Ali , kako su se ovi razgovori odvijali , doživjela sam isto što i Alisa kada je upala u zečiju rupu i otvorila vrata potpuno novog svijeta .

(src)="5"> این دقیقاً احساسی بود که من داشتم وقتی با این دانشجویان می‌کردم . من با ایده‌هایی که آنها داشتند شگفت‌زده بودم ، و می‌خواستم که دیگران هم این سرزمین عجایب را تجربه کنند . من با ایده‌هایی که آنها داشتند شگفت‌زده بودم ، و می‌خواستم که دیگران هم این سرزمین عجایب را تجربه کنند .
(trg)="5.1"> Tako sam se osjećala kada sam vodila te razgovore sa studentima .
(trg)="5.2"> Bila sam oduševljena idejama koje su imali i željela sam da i drugi mogu da dožive taj čudesni svijet .

(src)="6"> ومن اعتقاد دارم که کلید باز کردن این در ، ارتباط بر قرار کردن ومراوده‌ی خوب است . ومن اعتقاد دارم که کلید باز کردن این در ، ارتباط بر قرار کردن ومراوده‌ی خوب است .
(trg)="6"> Vjerujem da je ključ za otvaranje tih vrata odlična komunikacija .

(src)="7"> ما به شدت نیازمند ارتباطات خوب از طرف دانشمندان و مهندسین مان برای تغییر جهان هستیم . ما به شدت نیازمند ارتباطات خوب از طرف دانشمندان و مهندسین مان برای تغییر جهان هستیم .
(trg)="7"> Nama je očajnički potrebna dobra komunikacija sa našim naučnicima i inžinjerima da bismo promijenili svijet .

(src)="8"> دانشمندان و مهندسین ما کسانی اند که با بزرگترین چالش‌های دنیا ، از انرژی در محیط زیست تا سیستم مراقبتهای بهداشتی مقابله میکنند ، دانشمندان و مهندسین ما کسانی اند که با بزرگترین چالش‌های دنیا ، از انرژی در محیط زیست تا سیستم مراقبتهای بهداشتی مقابله میکنند ، دانشمندان و مهندسین ما کسانی اند که با بزرگترین چالش‌های دنیا ، از انرژی در محیط زیست تا سیستم مراقبتهای بهداشتی مقابله میکنند ، و اگر ما دراین را در بارهٔ آنها ندانیم و درک نکنیم ، کاری عمل نشده ، به عقیدهٔ من به عنوان یک غیر دانشمند ما مسئولیت داریم که این ارتباطات را برقرارکنیم . به عقیدهٔ من به عنوان یک غیر دانشمند ما مسئولیت داریم که این ارتباطات را برقرارکنیم .
(trg)="8"> Naši naučnici i inžinjeri su ti koji su se uhvatili u koštac sa najvećim izazovima , od energije preko sredine do zdrastvene zaštite , između ostalog , i ako ne znamo ništa o tome i ne razumijemo to , onda taj posao nije urađen i vjerujem da je naša odgovornost kao ne-naučnika da imamo ove interakcije .

(src)="9"> اما این گفتگوهای مهم صورت نمی‌پذیرند اگر دانشمندان و مهندسین‌مان ما را به دنیای عجایت خودشان دعوت نکنند . اما این گفتگوهای مهم صورت نمی‌پذیرند اگر دانشمندان و مهندسین‌مان ما را به دنیای عجایت خودشان دعوت نکنند .
(trg)="9"> Ali ovi divni razgovori se ne mogu desiti , ako nas naši naučnici i inžinjeri ne pozovu da vidimo njihovu zemlju čuda .

(src)="10"> خُب دانشمندان و مهندسین ، لطفا با ما به زبان خوره‌های تکنولوژی و بصورت فنی صحبت کنید .
(trg)="10"> Zato , naučnici i inženjeri , molim vas , pričajte štreberski sa nama .

(src)="11"> من می‌خواهم چند نکتهٔ عمده را با شما درمیان بگذارم که چگونه می‌توانید مطمئن شوید که دانش شما دوست داشتنی و مهندسی تان جذاب و گیراست . که دانش شما دوست داشتنی و مهندسی تان جذاب و گیراست .
(trg)="11"> Željela bih da podijelim sa vama nekoliko načina kako to možete uraditi da budete sigurni da mi možemo da vidimo kako je vaša nauka seksi i da je vaš inžinjering privlačan .

(src)="12"> اولین سوال : که چی بشه ؟
(trg)="12"> Prvo pitanje na koje bi trebalo da nam odgovorite je : Pa šta ?

(src)="13"> بگو چرا دانش تو به ما مرتبط است .
(trg)="13"> Recite nam zašto je vaša nauka bitna za nas .

(src)="14"> به من فقط نگو که تو در مورد ترابکول ها مطالعه کردی ، بلکه به من بگو که مورد ترابکول ها خواندی که سوراخ هایی در ساختار استخوان‌های ما هستند چرا که درک آن برای شناخت و درمان پوکی استخوان بسیار مهم است .
(trg)="14"> Nemojte mi samo reći kako vi proučavate trabekule recite mi da proučavate trabekule , koje su poput mreže koja čini strukturu naših kostiju jer je to bitno za shvatanje i lečenje osteoporoze .

(src)="15"> هنگامی که شما دانش‌تان را توضیح می دهید ، دربکارگیری اصلاحات تخصصی مراقب باشید .
(trg)="15"> I kada objašnjavate svoju nauku , izbjegavajte žargon .

(src)="16"> اصطلاحات تخصصی یک مانعی برای درک ما را از ایده های خوب شما می باشد .
(trg)="16"> Žargon je barijera u našem razumijevanju vaših ideja .

(src)="17"> مطمئنا ، شما می تونید بگویید : " فضایی و زمانی ، " اما چرا نمی‌گویند " فضا و زمان " که برای ما قابل پذیرش‌تراست ؟
(trg)="17"> Naravno , možete reći " temporalno i spacijalno " , ali zašto ne biste jednostavno rekli " prostorno i vremenski " , onako kako je mnogo razumljivije za nas ?

(src)="18"> قابل پذیرش‌ ساختن ایده‌هایتان ، مشابه بی معنی و کند ذهن کردن آنها نیست .
(trg)="18"> Učiniti te ideje dostupnim , nije isto što i zaglupjeti ih .

(src)="19"> درعوض انیشتن گفت ، هرچیزی را تا جایی که امکان دارد ساده کن ، اما ابتدایی نکن . درعوض انیشتن گفت ، هرچیزی را تا جایی که امکان دارد ساده کن ، اما ابتدایی نکن .
(trg)="19"> Umjesto toga , kao što je Ajnštajn rekao , učinite sve jednostavnim koliko je to moguće , ali ne jednostavnijim .

(src)="20"> شما بدون به خطر انداختن ایده‌‌هایتان به روشنی می توانند با دانش‌تان ارتباط برقرارکنید . شما بدون به خطر انداختن ایده‌‌هایتان به روشنی می توانند با دانش‌تان ارتباط برقرارکنید .
(trg)="20"> Možete jasno izraziti svoju nauku bez toga da kompromitujete ideje .

(src)="21"> چند مورد است که باید مورد توجه قرار گیرد اینکه مثال ، داستان و تمثیل داشته باشید . اینها چیزهایی هستند که موضوع را گیرا و ما را درمورد محتوی هیجان زده میکنند . اینها چیزهایی هستند که موضوع را گیرا و ما را درمورد محتوی هیجان زده میکنند .
(trg)="21.1"> Treba uzeti u obzir da imamo primjere , priče i analogije .
(trg)="21.2"> To su stvari preko kojih ćete nas uključiti i zainteresovati za svoj sadržaj .

(src)="22"> و هنگامی که کارتان را ارائه می دهید ، آنها را بصورت یک لیست ارائه‌ نکنید .
(trg)="22"> I kada predstavljate svoj rad , izbacite numerisanje .

(src)="23"> آیا هرگز فکر کردید چرا به این میگویند بولت پویت- نشانه گلوله ؟ ( خنده تماشاگران ) گلوله‌ها چکار می‌کنند ؟ گلوله‌ها می‌کشند ، آنها کاری را که شما ارائه ‌می‌دهید می‌کشند .
(trg)="23.1"> Da li ste se ikada zapitali zašto se to zove bullet ( metak ) ?
(trg)="23.2"> ( Smijeh ) Šta rade meci ?
(trg)="23.3"> Meci ubijaju i oni ce ubiti vašu prezentaciju .

(src)="24"> یک تصویر مثل این نه تنها کسل کننده است ، بلکه این به بخشی از مغز که به گفتار مربوط میشود بسیارتکیه می‌کند ، و باعت میشود که ما در آن غرق شویم . یک تصویر مثل این نه تنها کسل کننده است ، بلکه این به بخشی از مغز که به گفتار مربوط میشود بسیارتکیه می‌کند ، و باعت میشود که ما در آن غرق شویم .
(trg)="24"> Slajd kao ovaj , nije samo dosadan , već se i previše oslanja na jezički dio našeg mozga i uzrokuje da postanemo preplavljeni .

(src)="25"> در عوض ، این تصویر که توسط جنویو براون گرفته شده بسیار تاثیر گذارتراست . در واقع این نشان می دهد که ساختار ویژه ترابکول ها به حدی قوی‌ست که برای طراحی برج ایفل الهام بخش بوده . در واقع این نشان می دهد که ساختار ویژه ترابکول ها به حدی قوی‌ست که برای طراحی برج ایفل الهام بخش بوده . در واقع این نشان می دهد که ساختار ویژه ترابکول ها به حدی قوی‌ست که برای طراحی برج ایفل الهام بخش بوده .
(trg)="25.1"> Umjesto toga , ovaj primjer slajda od Ženeviv Braun je mnogo efektniji .
(trg)="25.2"> Pokazuje da je specijalna struktura trabekule tako jaka , da je zapravo inspirisala unikatni dizajn Ajfelovog tornja .

(src)="26"> و رمزش اینه که ازیک جمله خوانا استفاده کنید که اگر بیننده تا حدودی از موضوع منحرف شده باشد ، بتواند آن را راهنمايی کند . و رمزش اینه که ازیک جمله خوانا استفاده کنید که اگر بیننده تا حدودی از موضوع منحرف شده باشد ، بتواند آن را راهنمايی کند . و سپس تصاویری آماده کنید که دیگر احساست ما را جذب کنند و احساسات عمیق‌تری از درک آنچه که شرح می‌دهید را ایجاد کند . و احساسات عمیق‌تری از درک آنچه که شرح می‌دهید را ایجاد کند .
(trg)="26"> Trik je u tome da se koristi jedna , čitka rečenica u koju se publika može unijeti ako se pomalo izgubi i onda obezbijedite slike koje djeluju na naša ostala čula i stvaraju dublje razumijevanje o tome šta se opisuje .

(src)="27"> خُب فکر میکنم فقط چند نکتهٔ کلیدی میتونند کمک کنند که همه ما بتونیم این دررا بازکنیم و سرزمین عجایب دانشمندان و مهندسین را ببینیم . که همه ما بتونیم این دررا بازکنیم و سرزمین عجایب دانشمندان و مهندسین را ببینیم .
(trg)="27"> Mislim da je ovo par ključnih stvari koje mogu pomoći da se nama ostalima otvore vrata i da vidimo zemlju čuda nauke i inžinjeringa .

(src)="28"> و به دلیل اینکه مهندسینی که من با آنها کار می‌کردم به من یاد دادند که با وسواس‌های درونی خودم نزدیک شوم ، میخواهم با یک معادله خلاصه کنم . ( خنده تماشاگران ) دانش خودتان را بکار گیرید و ارائه‌هایی که بصورت لیستی هستند را کم کنید اصطلاحات ویژه تخصصتان را با ارتباط تقسیمش کنید ، یعنی اینکه آنچه که به بینندگانتان مرتبط است به اشتراک بگذارید . و این را با اشتیاقی که برای این کار باورنکردنی که انجام میدهی ضرب کنید ، و این را با اشتیاقی که برای این کار باورنکردنی که انجام میدهی ضرب کنید ، و این مساوی اثر متقابل باورنکردنی خواهد بود که درک کامل موضوع را به همراه دارد . و این مساوی اثر متقابل باورنکردنی خواهد بود که درک کامل موضوع را به همراه دارد .
(trg)="28.1"> Zato što su me inžinjeri sa kojima sam radila naučili da budem u dodiru sa svojim unutrašnjim štreberom , želim da sumiram sve ovo jednačinom .
(trg)="28.2"> ( Smijeh ) Uzmite nauku , oduzmite numerisanje i vaš žargon , podijelite relevantnošću , znači , podijelite sa publikom ono sto je važno i pomnožite to sa strašću koju imate za taj izvanredni posao koji radite i to je jednako izvanrednoj interakciji koja je puna razumijevanja .

(src)="29"> خُب ، دانشمندان و مهندسین هنگامی که این معادله را حل کردید ٬ به تمام معنا با من به زبان فنی و زبان خوره‌های علم و تکنولوژی صحبت کنید . سپاسگزارم . ( خنده تماشاگران )
(trg)="29.1"> I tako , naučnici i inženjeri , kada riješite ovu jednačinu , svakako pričajte štreberski sa mnom .
(trg)="29.2"> ( Smijeh ) Hvala vam .
(trg)="29.3"> ( Aplauz )

# fa/ted2020-1608.xml.gz
# srp/ted2020-1608.xml.gz


(src)="1"> دوسال پیش ، بعد از چهارسال خدمت در سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده و اعزام به هر دو کشور عراق و افغانستان ، خودم را در " پورتو پرانس " دیدم که رهبری تیمی متشکل از سربازان پیش کسوت و پزشکان حرفه ای را داشتم در قسمتهایی از شهر که بیشترین خسارت را از زلزله سه روز پیش خورده بود . در قسمتهایی از شهر که بیشترین خسارت را از زلزله سه روز پیش خورده بود .
(trg)="1"> Prije dvije godine , nakon služenja 4 godine u Marincima SAD , i rasporeda u Iraku i Avganistanu , našao sam se u Port-o-Prensu , gdje sam vodio tim veterana i medicinskih profesionalaca u nekim od najpogođenijih djelova tog grada , tri dana nakon zemljotresa .

(src)="2"> ما به جاهایی می رفتیم که هیچ کس دوست نداشت بره ، جاهایی که هیچ کس نمی تونست بره ، و بعد از سه هفته ، ما به نتیجه ای رسیدیم . نظامیان کارآزموده که کارشان در جنگ پایان در پاسخ به مصیبتها ، خیلی خیلی خوب عمل می کنند . ما به نتیجه ای رسیدیم . نظامیان کارآزموده که کارشان در جنگ پایان در پاسخ به مصیبتها ، خیلی خیلی خوب عمل می کنند .
(trg)="2.1"> Išli smo na mjesta na koja niko drugi nije htio da ide , gdje niko drugi nije mogao da ide , i nakon tri nedelje , shvatili smo nešto .
(trg)="2.2"> Vojni veterani su veoma , veoma dobri u reagovanju u vanrednim situacijama .

(src)="3"> و در راه برگشت به خانه ، من و همکارم به اون مسئله پرداختیم ، و به دو مشکل برخوردیم .
(trg)="3"> Kada smo stigli kući , moj partner i ja , pogledali smo to i rekli , postoje dva problema .

(src)="4"> مشکل اول اینه که واکنش کافی نسبت به بلایا وجود نداره .
(trg)="4"> Prvi je to što je reagovanje u vanrednim situacijama neadekvatno .

(src)="5"> روند خیلی کُندی داره . کهنه و قدیمی است . و از بهترین تکنولوژی و بهترین افراد بهره ای نبرده است . روند خیلی کُندی داره . کهنه و قدیمی است . و از بهترین تکنولوژی و بهترین افراد بهره ای نبرده است .
(trg)="5.1"> Sporo je , zastarjelo .
(trg)="5.2"> Ne koristi najbolje tehnologije i ne koristi najbolje ljude .

(src)="6"> مشکل دومی که به آن پی بردیم این بود که استقرار مجدد نظامیان کار آزموده ، بسیار کم است ، و این مطلبی است که در حال حاضر در صفحه اول خبر عنوان می شود چون سربازان کارآزموده در حال بازگشت از عراق و افغانستان هستند ، و آنها به سختی در تلاش برای بازگشت به زندگی غیر نظامی هستند .
(trg)="6"> Drugi problem kojeg smo postali svjesni je veoma neadekvatna reintegracija veterana i ovo je trenutno veoma aktuelna tema dok se veterani vraćaju iz Iraka i Avganistana i muče se sa reintegrisanjem u život civila .

(src)="7"> و ما نشستیم و این دو مشکل را بررسی کردیم ، و بالاخره به نتیجه رسیدیم . اینها مشکل نبودند .
(trg)="7.1"> Sjeli smo i pogledali ova dva problema i nešto smo shvatili .
(trg)="7.2"> To nisu problemi .

(src)="8"> اینها در حقیقت راه حل بودند . و منظورم از این حرف چیه ؟
(trg)="8.1"> To su zapravo rješenja .
(trg)="8.2"> Šta mislim ovim ?

(src)="9"> خُب ، ما می توانیم از پاسخ به فاجعه بعنوان فرصتی برای سربازان کارآزموده که به کشور بازگشتند ، استفاده کنیم . خُب ، ما می توانیم از پاسخ به فاجعه بعنوان فرصتی برای سربازان کارآزموده که به کشور بازگشتند ، استفاده کنیم .
(trg)="9"> Možemo iskoristiti reagovanje u vanrednim situacijama kao priliku da se u službu stave veterani povratnici .

(src)="10"> نظر سنجی های اخیر نشان داده که ۹۲ درصد از سربازان کارآزموده بعد از اتمام خدمت نظامی خود ، هنوز مایلند به خدمت خود ادامه دهند . نظر سنجی های اخیر نشان داده که ۹۲ درصد از سربازان کارآزموده بعد از اتمام خدمت نظامی خود ، هنوز مایلند به خدمت خود ادامه دهند .
(trg)="10"> Skorašnje ankete pokazuju da 92 % veterana želi da nastavi sa svojom službom nakon skidanja uniforme .

(src)="11"> و ما می تونیم از آنها برای بهبود پاسخ به فاجعه استفاده کنیم .
(trg)="11"> I možemo iskoristiti veterane da poboljšamo reagovanje u vanrednim situacijama .

(src)="12"> حالا در ظاهر ، این خیلی پر معنی است ، و در سال ۲۰۱۰ ، ما به سونامی در شیلی ، سیل در پاکستان ، پاسخ دادیم ، و گروههای آموزشی را به مرزهای تایلند - برمه فرستادیم .
(trg)="12"> Površno gledano , ovo ima dosta smisla , i 2010 . reagovali smo na cunami u Čileu , poplave u Pakistanu , poslali smo timove za obuku na granicu Tajlanda i Burme .

(src)="13"> اما اوایل امسال بود که یکی از اعضای اصلی ، توجه ما را به سازمان واداشت . اما اوایل امسال بود که یکی از اعضای اصلی ، توجه ما را به سازمان واداشت .
(trg)="13"> Ali početkom ove godine , jedan od naših prvobitnih članova natjerao nas je da promijenimo fokus organizacije .

(src)="14"> این " کِلِی هانت " است . " کِلِی " به همراه من افسر نیروی دریایی بودیم .
(trg)="14.1"> Ovo je Klej Hant .
(trg)="14.2"> On je bio u Marincima sa mnom .

(src)="15"> ما با هم در عراق و افغانستان خدمت کردیم .
(trg)="15"> Zajedno smo služili u Iraku i Avganistanu .

(src)="16"> " کلی " با ما در " پورتو پرانس " بود . در شیلی نیز همراه ما بود .
(trg)="16"> Klej je bio sa nama u Port-o-Prensu , kao i u Čileu .

(src)="17"> اوایل امسال ، در ماه مارچ ، او خودکشی کرد .
(trg)="17"> Početkom ove godine , u martu , Klej je oduzeo sebi život .

(src)="18"> مرگ او یه فاجعه تاسف بار بود ، اما براستی ما را واداشت تا بار دیگر به کاری که انجام می دهیم فکر کنیم .
(trg)="18"> Ovo je bila tragedija , ali nas je stvarno natjeralo da prebacimo fokus onoga što smo radili .

(src)="19"> می دونید ، " کلی " خود را بخاطر چیزهایی که در عراق و افغانستان اتفاق می افته ، نکشت . می دونید ، " کلی " خود را بخاطر چیزهایی که در عراق و افغانستان اتفاق می افته ، نکشت . بلکه برای این خودشو کشت که وقتی برگشت ، چیزی را از دست داده بود .
(trg)="19.1"> Znate , Klej se nije ubio zbog onoga što se desilo u Iraku i Avganistanu .
(trg)="19.2"> Ubio se zbog onog što je izgubio po povratku .

(src)="20"> او هدفش را از دست داده بود . اهالی جامعه خود را از دست داده بود .
(trg)="20.1"> Izgubio je smisao .
(trg)="20.2"> Svoju zajednicu .

(src)="21"> و احتمالا " بصورت خیلی غمناکی ، ارزش وجودی خود را از دست داده بود .
(trg)="21"> I možda najtragičnije , izgubio je samopoštovanje .

(src)="22"> و بدین ترتیب ، آنطورکه برآورد می کنیم ، و بعد از آرام گرفتن این مصیبت ، ما از اون دو مشکل اینطور فهمیدیم ، که در ابتدا سازمان ما ، یک سازمان پاسخگویی به بلایا بوده که از خدمات سربازان کارآزموده استفاده می کرد . ما موفقیتهای زیادی داشتیم ، و واقعا " حس می کردیم که در حال تغییر الگوهای پاسخگویی به بلایا هستیم .
(trg)="22.1"> Kako smo procjenjivali sve i kako se slijegala prašina ove tragedije , shvatili smo da , od ta dva problema - iz prvobitnog plana naše organizacije , bili smo organizacija za reagovanje u vanrednim situacijama koja je koristila službu veterana .
(trg)="22.2"> Imali smo dosta uspjeha i osjećali smo se kao da mijenjamo paradigmu reagovanja u vanrednim situacijama .

(src)="23"> اما پس از ماجرای " کلی " ، ناگهان توجهمان از اون مسئله به این موضوع معطوف شد که ، خودمان را بعنوان سازمان خدمات سربازان کارآزموده می دانیم که از پاسخویی به بلایا استفاده می کند .
(trg)="23"> Ali nakon Kleja smo prebacili fokus , i odjednom krećući se napred , vidimo sebe kao organizaciju veterana koja koristi reagovanje u vanrednim situacijama .

(src)="24"> چون گمان داریم که قادریم اون هدف و اون جامعه و اون حس بزرگواری را به جانبازان برگردانیم .
(trg)="24"> Jer smatramo da možemo veteranima vratiti tu svrhu i tu zajednicu i samopoštovanje .

(src)="25"> و طوفان در توسکالوسا و جاپلین ، و پس از اون طوفان دریایی آیرین ، فرصتی به ما داد تا به این مسئله توجه کنیم .
(trg)="25"> Tornada u Taskalausi i Džoplinu i kasnije uragan Irena , dali su nam priliku da to i vidimo .

(src)="26"> حالا از همه شما می خوام که برای یک ثانیه ، پسر بچه ۱۸ ساله ای را تصور کنید که از دبیرستانی در ایالت کانزاس سیتی فارغ التحصیل شده .
(trg)="26"> Na trenutak želim da zamislite dječaka od 18 godina koji maturira u srednjoj školi u Kanzasu , u Misuriju .

(src)="27"> او وارد ارتش شد . ارتش به او یک اسلحه داد .
(trg)="27.1"> Stupi u vojsku .
(trg)="27.2"> Vojska mu daje pušku .

(src)="28"> او را به عراق فرستادند .
(trg)="28"> Pošalju ga u Irak .

(src)="29"> او هر روز یک ماموریت داره .
(trg)="29"> Svakog dana napušta bazu sa misijom .

(src)="30"> اون ماموریت ، دفاع از آزادی خانواده ای است که او در کشورش رها کرده .
(trg)="30"> Misija je da brani slobodu porodice koju je ostavio kod kuće -

(src)="31"> اون ماموریت ، حفظ جان اطرافیانش است .
(trg)="31"> da održi živim ljude oko sebe .

(src)="32"> اون ماموریت ، آرامش دهکده ای است که در اون کار می کنه .
(trg)="32"> Da smiri selo u kome radi .

(src)="33"> اون یک هدفی داره . اما اون به خانه اش در کانزاس سیتی ، ایالت میسوری برمی گرده ، شاید به کالج برگرده ، شاید شغلی بگیره ، اما اون همان حس هدفداری را نداره .
(trg)="33.1"> Ima svrhu .
(trg)="33.2"> Ali kada se vrati u Kanzas u Misuriju , možda ode na koledž ili se zaposli , ali nema taj isti osjećaj svrhe .

(src)="34"> شما به اون یک اره برقی دادید . او را به جاپلین در ایالت میسوری فرستادید بعد از یک طوفان ، او دوباره اون حس را کسب کرده .
(trg)="34.1"> Date mu motornu testeru .
(trg)="34.2"> Pošaljete ga u Džoplin , Misuri nakon tornada i taj osjećaj se vraća .

(src)="35"> بازگشت به گذشته ، همان پسر بچه ۱۸ ساله که از دبیرستان فارغ التحصیل شده ، در کانزاس میسوری ، به ارتش ملحق می شه ، ارتش به او یک اسلحه داده و او را به عراق اعزام می کنه .
(trg)="35"> Da se vratimo , taj isti osamnaestogodišnjak maturira u srednjoj školi u Kanzasu u Misuriju , stupi u vojsku , vojska mu daje pušku i šalje ga u Irak .

(src)="36"> او هر روز نظاره گر چشمهای مشابهی در اطرافش است .
(trg)="36"> Svakog dana gleda u iste oči oko njega .

(src)="37"> او از سیم خاردار عبور می کنه . می دونه که مردم هوایش را دارند .
(trg)="37.1"> Napušta bazu .
(trg)="37.2"> Zna da može da računa na te ljude .

(src)="38"> او در همان شنهای همیشگی می خوابه . اونها با هم زندگی کردند .
(trg)="38.1"> Spavali su u istom pijesku .
(trg)="38.2"> Živjeli su zajedno .

(src)="39"> با هم غذا خوردند . با هم خون ریختند .
(trg)="39.1"> Zajedno su jeli .
(trg)="39.2"> Zajedno su krvarili .

(src)="40"> او به خانه اش در کانزاس سیتی ایالت میسوری بر می گرده .
(trg)="40"> Vraća se u Kanzas u Misuriju .

(src)="41"> او از ارتش بیرون می یاد . او لباس فرمش را از تن در میاره .
(trg)="41"> Napušta vojsku i skida uniformu .

(src)="42"> او دیگر آن تجمع افراد را در کنارش ندارد .
(trg)="42"> Više nema tu zajednicu .

(src)="43"> اما شما ۲۵ نفر از این سربازان کارآزموده را در جاپلین میسوری قرار می دهید ، اونها ، اون حس با هم بودن را دوباره کسب می کنند .
(trg)="43"> Ali kada 25 takvih veterana ostavite u Džoplinu , Misuri , vraća im se osjećaj te zajednice .

(src)="44"> دوباره ، شما یک پسر بچه ۱۸ ساله ای دارید که از دبیرستانی در کانزاس سیتی فارغ التحصیل شده .
(trg)="44"> Još jednom , imate osamnaestogodišnjaka koji maturira u srednjoj školi u Kanzasu .

(src)="45"> به ارتش ملحق می شه . ارتش به اون یک اسلحه می ده .
(trg)="45.1"> Stupa u vojsku .
(trg)="45.2"> Vojska mu daje pušku .

(src)="46"> اونو به عراق اعزام می کنند .
(trg)="46"> Šalju ga u Irak .

(src)="47"> اونها یک مدال به سینه اش می چسبانند . به خانه اش به راهپیمایی نامزدهای انتخاباتی برمی گرده .
(trg)="47.1"> Na grudi mu stavljaju orden .
(trg)="47.2"> Vraća se kući za paradu .

(src)="48"> او لباس فرم را از تنش در می یاره . او دیگر سرگرد جونز در بین اهالی نیست . او حالا دیوید اهل کانزاس سیتی است .
(trg)="48.1"> Skida uniformu .
(trg)="48.2"> Više nije narednik Džouns u svojoj zajednici .
(trg)="48.3"> Sada je Dejv iz Kanzasa .

(src)="49"> او عزت نفس قبلی را ندارد .
(trg)="49"> Više nema to samopoštovanje .

(src)="50"> اما شما او را پس از یک طوفان به جاپلین فرستادید ، و یکبار دیگه کسی به سراغش اومده ، باهاش دست داده و ازش بخاطر خدماتش تشکر می کنه ، حالا اونها دوباره عزت نفس دارند .
(trg)="50"> Ali kada ga pošaljete u Džoplin nakon tornada i opet mu neko prilazi i rukuje se s njim zahvaljujući mu za njegovu službu , opet ima to samopoštovanje .

(src)="51"> فکر کنم خیلی مهمه ، چون همین الآن لازمه کسی بپاخیزه ، و این نسل سربازان کارآزموده شانس اینو داشته باشند که اینکار را انجام بدهند اگه فرصتی بهشون داده بشه .
(trg)="51"> Mislim da je to veoma bitno , jer trenutno neko mora da istupi i ova generacija veterana ima priliku da uradi to ako im se pruži šansa .

(src)="52"> بسیار سپاسگزارم . ( تشویق )
(trg)="52.1"> Hvala vam puno .
(trg)="52.2"> ( Aplauz )

# fa/ted2020-1626.xml.gz
# srp/ted2020-1626.xml.gz


(src)="1"> می خوام چندتا از مدلهایی رو بهتون نشون بدم که باهاشون کار می کنم
(trg)="1"> Pokazaću vam video snimak pojedinih modela na kojima radim .

(src)="2"> تمامی آنها کاملا بی نقص هستند ، حتی ذره ای چربی ندارند
(trg)="2"> Savršene su veličine i nemaju ni trunke sala .

(src)="3"> بهتون گفتم که آنها چقد فوق العاده هستند ؟
(trg)="3"> Da li sam već spomenula da su savršeni ?

(src)="4"> البته آنها مدلهای علمی هستن ! ( خنده ) همونطور که احتمالا حدس زدین من یک مهندس بافت هستم و این ویدیو یک قلب در حال تپیدن رو نشون می ده که من در آزمایشگاه ساختم
(trg)="4.1"> I da su to naučni modeli ?
(trg)="4.2"> ( Smijeh ) Vjerovatno ste već shvatili da se bavim inžinjeringom tkiva , a ovo je video snimak srca koje kuca , proizvela sam ga u laboratoriji .

(src)="5"> ما امیدواریم یه روز این بافتهای مهندسی شده بتوانند به عنوان جایگزین های بافتی اعضای بدن انسان کار کنند
(trg)="5"> Nadamo se da ćemo jednog dana ova tkiva koristiti za zamjenu organa u ljudskom tijelu .

(src)="6"> ولی چیزی که امروز می خواهم بگم بهتون اینه که چطوری این بافتها می تونن مدلهای بسیار خوبی را بسازند
(trg)="6"> Danas ću vam objasniti zašto su ova tkiva odlični laboratorijski modeli .

(src)="7"> بیایند برای یک لحظه به مراحل ارزیابی و تصویب دارو فکر کنیم
(trg)="7"> Hajde da porazmislimo o testiranju ljekova .

(src)="8"> از فرمول بندی دارو گرفته ، تا تستهای آزمایشگاهی ، تست بر روی حیوانات ، و بعد تستهای کلینیکی که شاید شما به آنها تست های روی انسان بگویید قبل ازاینکه دارو وارد بازار بشه [ همه‌ی این آزمایشات باید انجام شده باشه ] .
(trg)="8"> Neophodno je da smislite lijek , odradite testiranja u laboratoriji , testiranja na životinjama i potom kliničke studije , tj. testiranja na ljudima , prije nego što lijek izađe na tržište .

(src)="9"> که خیلی هزینه زیاد و وقت زیادی می بره و بعضی وقتا حتی بعد از اینکه دارو وارد بازار شد ٬ به نحو پیش بینی نشده ای عمل می کنه و به آدمها آسیب می رسونه .
(trg)="9"> To zahtjeva mnogo novca i vremena i ponekad , tek kada lijek izađe na tržište uočimo mehanizam djelovanja koji nije očekivan i šteti ljudima .

(src)="10"> هر چی دیرتر این عارضه معلوم بشه ، اثرات بدتری می ذاره .
(trg)="10"> Što kasnije ustanovimo loše strane , posljedice su gore .

(src)="11"> برای این قضیه دو دلیل اصلی هست : اول اینکه آدمها با موشهای آزمایشگاهی فرق دارن ٬ دوم اینکه با وجود تمام شباهتی که ما -آدمها- با هم داریم در واقع همون اختلافهای کوچک بین من و شما اثر بزرگی روی نحوه جذب و دفع دارو در بدن ما داره و نحوه ای که دارو ما رو تحت تاثیر قرار میده
(trg)="11.1"> Sve se svodi na dva problema .
(trg)="11.2"> Prvo , ljudi nijesu pacovi i drugo , bez obzira na sve sličnosti među nama , baš te male razlike između vas i mene značajno utiču na način obrade lijeka i na to kako ti ljekovi utiču na nas .

(src)="12"> برای همین اگر ما مدل های بهتری -برای شبیه سازی شرایط بدن- در آزمایشگاه داشته باشیم نه تنها از موشهای آزمایشگاهی به ما شبیه تر است بلکه می تونه بازتاب بهتری از تنوع موجود بین ما -آدمها- باشه
(trg)="12"> A šta ako bismo imali bolje modele u samoj laboratoriji koji bi nas predstavili bolje nego pacovi , kao i našu raznolikost ?

(src)="13"> حالا ببینیم که مهندسی بافت چطور می تونه این کار رو بکنه .
(trg)="13"> Hajde da vidimo kako se to može postići uz pomoć inžinjeringa tkiva .

(src)="14"> یکی از فناوری های کلیدی که اهمیت زیادی داره استفاده از سلولهای بنیادی پرتوان القایی است .
(trg)="14"> Jedna od ključnih tehnologija za to su takozvane indukovane pluripotentne matične ćelije .

(src)="15"> آنها به تازگی در ژاپن توسعه پیدا کرده اند .
(trg)="15"> Nedavno su razvijene u Japanu .

(src)="16"> خب ، سلولهای بنیادی پرتوان القایی .
(trg)="16"> Znači , indukovane pluripotentne matične ćelije .

(src)="17"> آنها خیلی شبیه سلولهای بنیادی جنینی ( رویان ) هستند فقط مشکلات اخلاقی و مجادلات اجتماعی کمتری دارن
(trg)="17"> U mnogome podsjećaju na embrionalne matične ćelije , ali ih ne prate kontroverze .

(src)="18"> ما سلولها رو القا کردیم ، برای مثال سلولهای پوست رو توسط افزودن چندتا ژن ، کشت سلولی و در نهایت جمع آوری سلولها .
(trg)="18"> Indukujemo ćelije , na primjer ćelije kože , tako što im dodamo nekoliko gena , gajimo ih i potom ih sakupimo .

(src)="19"> پس آنها سلولهای پوستی هستن که می شه یه جور با بیماری فراموشی سلولی گولشون زد تا به مرحله جنینی برگردن . پس آنها سلولهای پوستی هستن که می شه یه جور با بیماری فراموشی سلولی گولشون زد تا به مرحله جنینی برگردن .
(trg)="19"> Prosto možemo da prevarimo te ćelije kože da se vrate u embrionalno stanje , to je kao ćelijska amnezija .