# fa/ted2020-1.xml.gz
# pt/ted2020-1.xml.gz
(src)="1"> کریس بسیار متشکرم ، و این واقعا افتخار بزرگیست
(trg)="1"> Muito obrigado , Chris .
(src)="2"> که این فرصت برای من پیش اومد تا برای دومین بار روی این سن بیام . من بینهایت سپاسگزارم .
(trg)="2.1"> É realmente uma grande honra ter a oportunidade de pisar este palco pela segunda vez .
(trg)="2.2"> Estou muito agradecido .
(src)="3"> از حضورم در این کنفرانس خوشحالم ، و از همه شما متشکرم به خاطر ارائه نقطه نظرات خوبتون در مورد چیزایی که آن شب برای گفتن داشتم .
(trg)="3"> Fiquei muito impressionado com esta conferência e quero agradecer a todos os imensos comentários simpáticos sobre o que eu tinha a dizer naquela noite .
(src)="4"> و این رو از صمیم قلب میگم ، تا حدودی به دلیل -- ( گریه ساختگی ) -- نیازی که به آن دارم !
(trg)="4"> Digo-o sinceramente , em parte , porque ... preciso mesmo disso .
(src)="5"> ( خنده ) خودتون را جای من بذارین !
(trg)="5"> ( Risos ) Coloquem-se no meu lugar !
(src)="6"> من به مدت ۸ سال با هواپیمای Air Force Two پرواز کردم .
(trg)="6"> ( Risos ) Voei na Força Aérea Dois durante oito anos .
(src)="7"> حالا باید برای سوار شدن به هواپیما کفشها یا چکمههامو درآرم !
(trg)="7"> ( Risos ) Agora tenho que tirar os sapatos ou as botas para entrar num avião !
(src)="8"> ( خنده ) ( تشویق ) براتون یه داستان کوتاهی رو نقل میکنم تا براتون بگم که اون برام مثل چی بود .
(trg)="8"> ( Risos ) ( Aplausos ) Vou contar-vos uma pequena história para ilustrar como tem sido a minha vida .
(src)="9"> این یک داستان واقعیه -- همه بخشای این داستان حقیقت داره .
(trg)="9"> É uma história verdadeira , cada pedaço desta história .
(src)="10"> به محض اینکه تیپر و من کاخ سفید را ( گریه ساختگی ) ترک کردیم -- ( خنده ) -- از خونه مون در نشویل به سمت مزرعه کوچکمان در ۵۰ مایلی شرق نشویل --
(trg)="10.1"> Logo a seguir de a Tipper e eu deixarmos a Casa Branca ...
(trg)="10.2"> ( Risos ) ... íamos da nossa casa em Nashville para uma pequena quinta que temos a 80 quilómetros a leste de Nashville
(src)="11"> خودمون رانندگی کردیم .
(trg)="11"> — sem motorista ...
(src)="12"> میدونم که بنظر شما چیز مهمی نیست ، اما -- ( خنده ) -- از آینه به پشت سرم نگاه کردم و یکدفعه شوکه شدم .
(trg)="12.1"> ( Risos ) Eu sei que vos parece uma coisa sem importância , mas ...
(trg)="12.2"> ( Risos ) Olhei pelo retrovisor e , de repente , percebi .
(src)="13"> هیچ کاروان موتوری پشت سرمان نبود .
(trg)="13"> Não havia um cortejo motorizado atrás de nós .
(src)="14"> حتما در مورد اندام خیالی چیزهایی شنیده اید ؟ ( خنده )
(trg)="14"> ( Risos ) Já ouviram falar da dor do membro amputado ?
(src)="15"> ماشین ما یک فورد تائوروس کرایه ای بود .
(trg)="15"> ( Risos ) Estávamos num Ford Taurus alugado .
(src)="16"> موقع شام بود ، و دنبال یه جایی برای صرف شام بودیم .
(trg)="16"> ( Risos ) Eram horas de jantar e começámos a procurar um lugar para comer .
(src)="17"> در جاده I-40 بودیم .
(trg)="17"> Estávamos na I-40 .
(src)="18"> به خروجی ۲۳۸ ، لبنان ، تنسی رسیدیم .
(trg)="18"> Chegámos à saída 238 , Lebanon , Tennessee .
(src)="19"> خروجی رو رد کردیم ، به دنبال -- رستوران شونیز رو پیدا کردیم .
(trg)="19"> Saímos da I-40 e começámos a procurar ... encontrámos um restaurante Shoney 's .
(src)="20"> رستوران زنجیره ای خانوادگی ارزان ، برای برخی از شماها که در مورد آن اطلاعی ندارید .
(trg)="20"> — uma rede de restaurantes familiares económicos , para quem não conhece .
(src)="21"> وارد رستوران شدیم و دراتاقک نشستیم ، وخدمتکار وارد شد ، داد و فریادی سر تیپر کرد .
(trg)="21"> Entrámos , sentámo-nos numa mesa e veio uma empregada , que ficou encantada quando viu Tipper .
(src)="22"> ( خنده ) سفارش مارو گرفت و سپس به اتاق مجاور رفت ، و صدایش را تا حدی پایین آورد که من به سختی میتونستم چیزهایی رو که میگفت بشنوم .
(trg)="22.1"> ( Risos ) Ela anotou o nosso pedido e foi atender um casal numa mesa próxima .
(trg)="22.2"> Baixou tanto a voz que tive de fazer um grande esforço para perceber o que ela disse :
(src)="23"> و او گفت : « بله ، اون معاون رئیس جمهور سابق ال گور و همسرش تیپر است . »
(trg)="23"> " Sim , é o ex-vice-presidente Al Gore e a sua esposa Tipper " .
(src)="24"> و مرد گفت ، « بدجوری زمین خورده ، اینطور نیست ؟ » ( خنده )
(trg)="24"> E o homem disse : " Ele deu um grande tombo na vida , não foi ? "
(src)="25"> یک جورایی یکسری بصیرتهای پشت سر هم بود .
(trg)="25"> ( Risos ) Tenho tido uma série de epifanias destas .
(src)="26"> روز بعد ، در ادامه داستان کاملا واقعی ، با یک G-5 به آفریقا پرواز کردم برای سخنرانی در نیجریه ، در شهر لاگوس ، در مورد موضوع انرژی .
(trg)="26"> No dia seguinte , continuando uma história realmente verdadeira , entrei num G-5 para África para fazer uma palestra na Nigéria , na cidade de Lagos , sobre o tema da energia .
(src)="27"> و من سخنرانی را شروع کردم با نقل چیزی که روز قبلش در نشویل اتفاق افتاده بود .
(trg)="27"> E comecei a palestra por contar a história do que tinha acontecido no dia anterior em Nashville .
(src)="28"> و همانطورکه الان آن را برای شما توضیح دادم ، برای اونا هم گفتم . [ اینکه ] تیپر و من خودمون رانندگی کردیم ، رستوران شونیز ، رستوران زنجیره ای خانوادگی ارزان ، چیزی که مرد گفت -- آنها خندیدند .
(trg)="28.1"> Contei-lhes praticamente a mesma história que acabei de vos contar .
(trg)="28.2"> Nós no carro a conduzir , o Shoney 's , a rede de restaurantes económicos , o que o homem disse — e eles riram-se .
(src)="29"> سخنرانیم را تمام کردم ، سپس برای برگشت به خانه به فرودگاه رفتم .
(trg)="29"> Fiz a palestra , voltei para o aeroporto para apanhar o avião para casa .
(src)="30"> در هواپیما خوابم برد ، تا زمانیکه اواسط شب ، برای سوختگیری در جزایر آزورس فرود آمدیم .
(trg)="30"> Adormeci no avião até que , a meio da noite , aterrámos nos Açores para reabastecer .
(src)="31"> بیدار شدم ، در را باز کردند ، برای هواخوری بیرون رفتم ، و نگاه کردم و مردی را دیدم که وسط جاده میدوید .
(trg)="31"> Acordei , abriram a porta , saí para apanhar um pouco de ar fresco , e , de repente , vi um homem a correr na pista .
(src)="32"> و تکه کاغذی را در دست داشت و تکان میداد و فریاد میزد ، « خبر از واشینگتن ! خبر از واشینگتن ! »
(trg)="32.1"> Agitava um pedaço de papel e gritava : " Telefone para Washington !
(trg)="32.2"> Telefone para Washington ! "
(src)="33"> و من با خودم گفتم ، نصف شب ، وسط اقیانوس چه اتفاقی در واشینگتن میتونه افتاده باشه ؟ بعد یادم اومد که چیزهای مختلفی امکانش هست .
(trg)="33.1"> E pensei , a meio da noite , aqui no meio do Atlântico , o que poderia estar a acontecer em Washington ?
(trg)="33.2"> Lembrei-me de um bom punhado de coisas .
(src)="34"> ( خنده )
(trg)="34"> ( Risos )
(src)="35"> اما چیزی که اتفاق افتاد این بود که کارکنان من خیلی ناراحت بودند چون یکی از خبرگزاریها در نیجریه قبلا داستانی را در مورد سخنرانی من نوشته بود . و این خبر تا حالا در تمامی شهرهای ایالات متحده آمریکا منتشر شده بود
(trg)="35.1"> Mas não era nada disso .
(trg)="35.2"> A minha equipa estava muito preocupada porque uma agência nigeriana já tinha publicado a notícia do meu discurso .
(trg)="35.3"> E já estava impressa em cidades por todos os Estados Unidos da América .
(src)="36"> -- خبر در مونتری انتشار یافت ، من آن را دیدم .
(trg)="36"> Já estava impressa em Monterey , eu verifiquei .
(src)="37"> و قصه شروع شد ، « ال گور ، معاون رئیس جمهور سابق دیروز در نیجریه اعلام کرد ، ' من و همسرم تیپر یک رستوران خانوادگی ارزان قیمت ، با نام شونیز ، دایر کردهایم و خودمان آن را اداره میکنیم . ' » ( خنده ) قبل از اینکه به خاک آمریکا برگردم ، دیوید لترمن و جی لنو دست به کار شده بودند -- یکی از آنها در نقش من با یک کلاه آشپزی سفید رنگ بزرگ ، تیپر میگفت : « یک همبرگر دیگه ، با سیب زمینی سرخ کرده ! »
(trg)="37.1"> A notícia começava assim " O ex-vice-presidente Al Gore anunciou ontem na Nigéria : " ' Eu e a minha esposa Tipper abrimos um restaurante familiar económico ...
(trg)="37.2"> ( Risos ) " ' ... chamado Shoney 's , e estamos nós próprios a geri-lo ' " .
(trg)="37.3"> ( Risos ) Antes de chegar a solo americano David Letterman e Jay Leno já tinham iniciado a brincadeira .
(trg)="37.4"> Um deles colocou-me um enorme chapéu branco de cozinheiro , enquanto Tipper dizia : " Mais um hambúrguer com batatas fritas ! "
(src)="38"> سه روز بعد ، یک نامه دست نویس زیبا و طولانی از طرف دوست و شریک و همکارم بیل کلینتون دریافت کردم با این مضمون که : « ال ، افتتاح رستوران جدید رو تبریک میگم ! »
(trg)="38"> Três dias depois , recebi uma deliciosa carta de um meu amigo , companheiro e colega Bill Clinton , dizendo : " Parabéns pelo novo restaurante , Al ! "
(src)="39"> ( خنده ) ما دوست داریم موفقیتهای همدیگه در زندگی رو جشن بگیریم .
(trg)="39"> ( Risos ) Gostamos de festejar os êxitos um do outro .
(src)="40"> قرار بر این بود که درمورد اکولوژی اطلاعات صحبت کنم .
(trg)="40"> ( Risos ) Eu ia falar sobre a ecologia da informação .
(src)="41"> اما فکر کنم چون برای حضور مادام العمر در TED برنامه ریزی کردم ، شاید در فرصتی دیگه بتونم درباره اون صحبت کنم .
(trg)="41"> Mas , como estou a planear fazer das palestras no TED um hábito para a vida , pensei que talvez pudesse falar sobre isso numa outra ocasião .
(src)="42"> ( خنده ) کریس اندرسون : قبول !
(trg)="42"> ( Aplausos ) Chris Anderson : Combinado !
(src)="43"> الگور : میخوام در مورد موضوعی که اکثریت شماها خواستید تا در مورد آن توضیح دهم ، متمرکز بشم . در مورد بحران آب و هوا چه کاری از دست تون برمییاد ؟ میخوام آغاز کنم با --
(trg)="43.1"> Al Gore : Gostaria de me concentrar no que muitos de vocês disseram que gostariam que eu explicasse .
(trg)="43.2"> O que podemos fazer em relação à crise climática ?
(src)="44"> میخوام چند تصویر جدید نشون بدم ، و فهرست وار فقط به چهار یا پنج تا از اونا اشاره کنم .
(trg)="44.1"> Quero começar com algumas ...
(trg)="44.2"> Vou mostrar-vos algumas novas imagens e recapitular só quatro ou cinco .
(src)="45"> حالا ، نمایش اسلاید .
(trg)="45"> São estes os diapositivos .
(src)="46"> من اسلاید نمایشی رو هر بار که ارائه میدم ، به روزش میکنم .
(trg)="46"> Atualizo-os antes de cada sessão .
(src)="47"> تصاویر جدیدی را اضافه میکنم چون هر بار که اونها رو ارائه میدم بیشتر یاد میگیرم .
(trg)="47"> E coloco novas imagens porque assim aprendo mais de cada vez que a faço .
(src)="48"> این مثل یه موج خروشان میمونه ، میدونین ؟ هر بار که جزر و مد اتفاق میافته ،
(trg)="48"> É como apanhar conchas na praia .
(src)="49"> صدفهای بیشتری پیدا میکنین .
(trg)="49"> Sempre que a maré sobe e desce , encontramos mais conchas .
(src)="50"> درست در دو روز اخیر ، دو درجه حرارت جدید در ژانویه ثبت شد .
(trg)="50"> Só nos últimos dois dias , tivemos novos recordes de temperatura em janeiro .
(src)="51"> این فقط برای ایالات متحده آمریکا است .
(trg)="51"> Isto é válido só para os EUA .
(src)="52"> در گذشته ، بطور متوسط درجه حرارت در ماه ژانویه ۳۱ درجه بوده است . ماه گذشته ۳۹.۵ درجه بود .
(trg)="52"> A média histórica para janeiro é de -0,6 º C. No mês passado foi de 4,2 º C.
(src)="53"> حالا ، میدونم که شما منتظر شنیدن خبرهای بد بیشتری در مورد محیط زیست بودید -- شوخی میکنم -- اما اسلایدها ، رئوس مطالب را مرور میکنند ،
(trg)="53"> Sei que querem mais más notícias sobre o meio ambiente — estou a brincar — mas estes são os diapositivos de revisão
(src)="54"> و سپس وارد بحث جدیدی میشم درمورد اینکه شما چیکار میتونید بکنید .
(trg)="54"> e vou mostrar-vos novos materiais sobre o que vocês podem fazer .
(src)="55"> اما میخواستم دو مورد از اونا رو توضیح بدم .
(trg)="55"> Mas quero trabalhar sobre alguns destes .
(src)="56"> اول از همه ، این نقطه ایست که قرار است با همکاری و کمک آمریکا در گرمایش جهانی به آن برسیم ، طبق معمول ازطریق تجارت .
(trg)="56"> Antes de mais , esta era a projeção da contribuição dos EUA para o aquecimento global , com os negócios como sempre .
(src)="57"> بهره وری در برق مصرفی و کاربرد تمام انرژی ساده و آسان است .
(trg)="57"> A eficiência no uso final da eletricidade e de todas as formas de energia é a mais baixa .
(src)="58"> بهره وری و حفاظت : آن یک هزینه نیست ، و یک منفعت است .
(trg)="58"> A eficiência e a conservação : não é um custo , é um benefício .
(src)="59"> علامت آن اشتباه است .
(trg)="59"> O sinal está errado .
(src)="60"> منفی نیست ، بلکه مثبت است .
(trg)="60"> Não é negativo , é positivo .
(src)="61"> اینها سرمایه گذاریهایی هستند که هزینه صرف شده را جبران میکنند .
(trg)="61"> Estes são investimentos que se pagam a si próprios .
(src)="62"> اما در منحرف کردن مسیر ما بسیار موثرند .
(trg)="62"> Mas também são muito eficazes em nos desviarem do caminho .
(src)="63"> اتومبیلها و کامیونها -- در مورد آنها در اسلاید نمایشی صحبت کردم ، اما از شما میخواهم زیاد در این باره نگران نباشید .
(trg)="63"> Carros e camiões — falei sobre isso na apresentação , mas quero colocá-lo em perspetiva .
(src)="64"> این یک نگرانی ساده و روشن است و باید باشد ، اما گرمایش جهانی ناشی ازساختمانها بسیار بیشتراز اتومبیلها و کامیونها است .
(trg)="64"> É um alvo fácil e visível de preocupação e é assim que deve ser , mas há mais poluição a causar aquecimento proveniente dos edifícios do que de carros e camiões .
(src)="65"> اتومبیلها و کامیونها بسیار مهم هستند ، و ما پایینترین استانداردها رو در دنیا داریم ،
(trg)="65"> Os carros e camiões são muito importantes e nós temos os piores padrões do mundo .
(src)="66"> و باید آنرا مورد توجه قرار دهیم . اما این بخشی از مسئله است .
(trg)="66.1"> Temos que tratar disso .
(trg)="66.2"> Mas esta é apenas uma parte do quebra-cabeças .
(src)="67"> بهره وری وسایل حمل و نقل دیگر به اندازه اتومبیلها و کامیونها اهمیت دارد !
(trg)="67"> A eficiência de outros meios de transporte é tão importante como a dos carros e camiões .
(src)="68"> منابع تجدیدشدنی در سطوح جاری بهره وری تکنولوژیکی میتوانند اینقدر تغییر ایجاد کنند ، و با چیزی که وینود ، و جان دوئر ، و سایرین ،
(trg)="68"> As energias renováveis , nos atuais níveis de eficiência tecnológica podem fazer a diferença .
(src)="69"> اکثر شماهایی که اینجا هستید -- افراد بسیاری مستقیما با این مسئله درگیر هستند -- این بخش بسیار سریعتر از میزانی که دورنمای فعلی نشان میدهد رشد خواهد کرد .
(trg)="69"> Com Vinod , John Doerr e outros , muitos de vocês aqui , — há muitas pessoas diretamente envolvidas nisso — esta parcela vai crescer muito mais rapidamente do que as projeções preveem .
(src)="70"> جمع آوری و جداسازی کربن -- که مخفف آن CCS میباشد -- احتمالا تبدیل به یک برنامه کشنده میشود که به ما کمک میکند تا به استفاده از سوختهای فسیلی به روشی که بی خطر است ادامه دهیم .
(trg)="70"> A Captura e Sequestro de Carbono — é o que significa CSC — está a tornar-se na derradeira aplicação que nos permitirá continuar a usar os combustíveis fósseis de uma forma segura .
(src)="71"> که هنوز کاملا وجود ندارد .
(trg)="71"> Ainda não chegámos lá .
(src)="72"> خوب . حال ، شما چه کار میتوانید بکنید ؟ انتشار [ گازکربنیک ] در منزلتان را کاهش دهید .
(trg)="72.1"> OK .
(trg)="72.2"> O que podemos fazer ?
(src)="73"> بیشتر این هزینهها هم سودآور هستند .
(trg)="74"> A maior parte destes investimentos também são rentáveis .
(src)="74"> عایق کاری ، طراحی بهتر ، خرید الکتریسیته سبز در هر جا که میتوانید .
(trg)="75"> Isolamento , um melhor design ,
(src)="75"> به اتومبیلها اشاره کردم -- دوگانه سوز خریداری کنید .
(trg)="77"> Eu falei de automóveis — comprem um híbrido .
(src)="76"> از خودروی سبک استفاده کنید .
(trg)="78"> Usem o comboio .
(src)="77"> گزینههای دیگری که بسیار بهترند را شناسایی کنید .
(trg)="79"> Procurem outras opções que sejam melhores .
(src)="78"> این مهم است .
(trg)="80"> Isso é importante .
(src)="79"> مصرف کننده سبز باشید .
(trg)="81"> Sejam consumidores verdes .
(src)="80"> شما در انتخاب چیزی که میخرید مختارید ، در انتخاب بین چیزهایی که اثر مخرب و اثرات ناگوار کمتری در بحران جهانی آب و هوایی دارند
(trg)="82"> Podem escolher , em tudo o que compram , entre coisas que têm um impacto forte ou um menor impacto na crise climática global .
(src)="81"> این را درنظر داشته باشید . تصمیم بگیرید که زندگی عاری از کربن داشته باشید .
(trg)="83.1"> Pensem nisto .
(trg)="83.2"> Tomem a decisão de viver uma vida neutra em carbono .
(src)="82"> هر کدام از شماها که در شناسایی آنها تبحر دارید ، دوست دارم از نظراتتون استفاده کنم و کمک کنم به روشی گفته شوند که افراد بیشتر با آن ارتباط برقرار کنند .
(trg)="84"> Gostaria que os que são bons em construir marcas me dessem o vosso conselho e ajuda para dizer isto de forma a abranger o maior número de pessoas .
(src)="83"> آسونتر از چیزیکه که فکرشو میکنید .
(trg)="85"> É mais fácil do que se possa imaginar .
(src)="84"> واقعا . خیلی از ماهایی که اینجا هستیم این تصمیم را گرفتهایم و واقعا آسونه .
(trg)="87"> Muitos de nós tomaram esta decisão e é realmente fácil
(src)="85"> با انتخاب طیف کاملی از گزینههایی که پیش رو دارید ، انتشار کربن را کاهش دهید ، و سپس آنهایی را که بطور کامل کاهش ندادهاید ، به جایش جبران کنید و معنی آن در آدرس climatecrisis.net به تفصیل شرح داده شده است .
(trg)="88"> reduzir a nossas emissões de dióxido de carbono nas várias escolhas que podem fazer , e depois comprar ou adquirir compensações para o restante que não conseguimos reduzir totalmente .
(src)="86"> یک محاسبه کننده کربن وجود دارد .
(trg)="90"> Este " site " tem uma calculadora de carbono .
(src)="87"> تولیدات مشترک دور هم جمع شدند ، با مشارکت فعال من ، نویسندگان نرم افزارهای پیشرو جهانی در رابطه با علم پیچیده محاسبه کربن برای ساخت یک محاسبه گر کربن مناسب برای مصرف کننده .
(trg)="91"> A Participant Productions reuniu os produtores mundiais de software — com o meu envolvimento ativo — nesta ciência misteriosa de calcular o carbono , para construir uma calculadora de carbono amiga do consumidor .
(src)="88"> شما به دقت میتوانید میزان گازکربنیک منتشر شده توسط خودتان را محاسبه کنید ، و سپس گزینههایی را برای کاهش آن در اختیارخواهید داشت .
(trg)="92"> Podemos calcular de forma muito precisa quais são os valores das nossas emissões de CO2 e receber indicações e opções para as reduzir .
(src)="89"> و تا زمانیکه این فیلم در ماه مه به اتمام برسد ، به نسخه ۲.۰ بروز خواهد شد . و ما میتوانیم با کلیک کردن افستها را خریداری کنیم .
(trg)="93"> Quando o filme for lançado em maio , a calculadora será atualizada para a versão 2.0 e teremos um interface para compra de compensações .
(src)="90"> علاوه بر آن ، به کسب و کاری بدور از کربن بیاندیشید .
(trg)="94.1"> Continuando .
(trg)="94.2"> Já pensaram em tornar o vosso negócio neutro em carbono ?
(src)="91"> برخی از ما آن را انجام دادهایم ، و اونقدرها هم که شما فکر میکنید ، سخت نیست .
(trg)="95"> De novo , alguns de nós já o fizeram e não foi tão difícil quanto julgam .
(src)="92"> راهکارهای آب و هوایی را با کلیه ابتکارات خود توام کنید ، صرفنظر از اینکه متعلق به جامعه فناوری ، یا سرگرمی یا طراحی و معماری هستید .
(trg)="96"> Integrar soluções climáticas em todas as nossas inovações , quer pertençam à comunidade da tecnologia , do entretenimento , do design ou da arquitetura .
(src)="93"> سرمایه گذاری قابل نگهداری بکنید .
(trg)="97"> Investir de forma sustentável .
(src)="94"> Majora آنرا خاطر نشان کرد .
(trg)="98"> A Majora referiu-se a isto .
(src)="95"> دقت کنید ، اگر شما مبلغی رو سرمایه گذاری کردید با مدیرانی که روی عملکرد سالانه آنها حساب کردهاید ، هرگز درمورد گزارش سه ماهه مدیریت مدیر عامل شکایت نکنید .
(trg)="99"> Se investiram dinheiro em administradores cuja compensação é feita com base no desempenho anual nunca mais reclamem quanto ao relatório trimestral do CEO .
(src)="96"> در طول زمان ، افراد در قبال مبلغی که دریافت میدارند کار انجام میدهند .
(trg)="100"> Com o decorrer do tempo , as pessoas fazem o que lhes pagam para fazer .
(src)="97"> و اگر قضاوت کنند چه قدر از دریافتیشان بر اساس سود سرمایه گذاریشان روی سرمایه شما خواهد بود ، مبنی بر بازگشت کوتاه مدت سرمایه ، شما تصمیمات کوتاه مدت خواهید گرفت .
(trg)="101"> E se avaliarem quanto vão receber pelo capital que vocês receberam , com base no retorno a curto prazo , terão decisões de curto prazo .
(src)="98"> چیزهای بیشتری در مورد اون میشه گفت .
(trg)="102"> Há muito mais a dizer sobre isso .
(src)="99"> سرعت دهنده تغییرات باشید .
(trg)="103"> Transformem-se em catalisadores de mudança .
(src)="100"> به دیگران بیاموزید ، در مورد آن یاد بگیرید ، در مورد آن صحبت کنید .
(trg)="104"> Ensinem , aprendam , falem sobre isto .