# fa/ted2020-1.xml.gz
# he/ted2020-1.xml.gz


(src)="1"> کریس بسیار متشکرم ، و این واقعا افتخار بزرگیست
(trg)="1"> תודה רבה כריס .

(src)="2"> که این فرصت برای من پیش اومد تا برای دومین بار روی این سن بیام . من بی‌نهایت سپاسگزارم .
(trg)="2"> זה אכן כבוד גדול לעלות על הבמה הזו בפעם השניה , אני אסיר תודה .

(src)="3"> از حضورم در این کنفرانس خوشحالم ، و از همه شما متشکرم به خاطر ارائه نقطه نظرات خوبتون در مورد چیزایی که آن شب برای گفتن داشتم .
(trg)="3"> התרשמתי מאוד מהכנס הזה , ואני רוצה להודות לכולם על ההערות והרעיונות הטובים שקיבלתי על ההרצאה הקודמת .

(src)="4"> و این رو از صمیم قلب می‌گم ، تا حدودی به دلیل -- ( گریه ساختگی ) -- نیازی که به آن دارم !
(trg)="4"> אני אומר את זה בכנות ( בכי מעושה ) , בין השאר מאחר ו ... אני זקוק לזה .

(src)="5"> ( خنده ) خودتون را جای من بذارین !
(trg)="5"> ( צחוק בקהל ) תחשבו עליכם במצבי !

(src)="6"> من به مدت ۸ سال با هواپیمای Air Force Two پرواز کردم .
(trg)="6"> אני טסתי באירפורס 2 במשך שמונה שנים .

(src)="7"> حالا باید برای سوار شدن به هواپیما کفش‌ها یا چکمه‌هامو درآرم !
(trg)="7"> עכשיו אני צריך לחלוץ נעליים או מגפיים רק כדי לעלות על מטוס !

(src)="8"> ( خنده ) ( تشویق ) براتون یه داستان کوتاهی رو نقل می‌کنم تا براتون بگم که اون برام مثل چی بود .
(trg)="8"> ( צחוק בקהל ) ( תשואות ) תנו לי לספר סיפור קצר לתאר את מצבי היום .

(src)="9"> این یک داستان واقعیه -- همه بخشای این داستان حقیقت داره .
(trg)="9"> וזה סיפור אמיתי , כל חלק ממנו .

(src)="10"> به محض اینکه تیپر و من کاخ سفید را ( گریه ساختگی ) ترک کردیم -- ( خنده ) -- از خونه مون در نشویل به سمت مزرعه کوچکمان در ۵۰ مایلی شرق نشویل --
(trg)="10"> קצת אחרי שטיפר ואני עזבנו ( בכי מעושה ) את הבית הלבן ( צחוק בקהל ) נסענו מהבית שלנו בנשוויל . אל חווה קטנה שיש לנו 50 מייל ( 80 קילומטר ) ממזרח לנשוויל .

(src)="11"> خودمون رانندگی کردیم .
(trg)="11"> נהגנו בעצמנו .

(src)="12"> می‌دونم که بنظر شما چیز مهمی نیست ، اما -- ( خنده ) -- از آینه به پشت سرم نگاه کردم و یکدفعه شوکه شدم .
(trg)="12"> אני יודע שזה נשמע כמו עניין קטן עבורכם , אבל ( צחוק בקהל ) כשהסתכלתי אחורה במראה המרכזית זה הכה בי לפתע .

(src)="13"> هیچ کاروان موتوری پشت سرمان نبود .
(trg)="13"> שיירת הליווי לא היתה שם .

(src)="14"> حتما در مورد اندام خیالی چیزهایی شنیده اید ؟ ( خنده )
(trg)="14"> שמעתם על כאבי פנטום בעבר ?

(src)="15"> ماشین ما یک فورد تائوروس کرایه ای بود .
(trg)="15"> ( צחוק בקהל ) נסענו בפורד טאורוס שכורה , הגיע כבר הערב ,

(src)="16"> موقع شام بود ، و دنبال یه جایی برای صرف شام بودیم .
(trg)="16"> ואנחנו חיפשנו מקום לאכול ארוחת ערב .

(src)="17"> در جاده I-40 بودیم .
(trg)="17"> נסענו על I-40 .

(src)="18"> به خروجی ۲۳۸ ، لبنان ، تنسی رسیدیم .
(trg)="18"> והגענו ליציאה 238 , לבנון , טנסי .

(src)="19"> خروجی رو رد کردیم ، به دنبال -- رستوران شونیز رو پیدا کردیم .
(trg)="19"> ירדנו מהכביש , והתחלנו לחפש מקום . מצאנו סניף של שוניס .

(src)="20"> رستوران زنجیره ای خانوادگی ارزان ، برای برخی از شماها که در مورد آن اطلاعی ندارید .
(trg)="20"> זו רשת מסעדות פועלים משפחתית , לאלו מכם שלא מכירים .

(src)="21"> وارد رستوران شدیم و دراتاقک نشستیم ، وخدمتکار وارد شد ، داد و فریادی سر تیپر کرد .
(trg)="21"> נכנסנו והתישבנו , והמלצרית באה ומאוד התלהבה לראות את טיפר .

(src)="22"> ( خنده ) سفارش مارو گرفت و سپس به اتاق مجاور رفت ، و صدایش را تا حدی پایین آورد که من به سختی می‌تونستم چیزهایی رو که می‌گفت بشنوم .
(trg)="22"> ( צחוק בקהל ) הזמנו , ואחר כך היא עברה לזוג אחר שישב בשולחן ליד , היא דיברה איתם בקול נמוך כך שהייתי צריך ממש להתאמץ כדי לשמוע מה היא אומרת .

(src)="23"> و او گفت : « بله ، اون معاون رئیس جمهور سابق ال گور و همسرش تیپر است . »
(trg)="23"> היא אמרה " אכן , זה סגן הנשיא לשעבר אל גור ואישתו טיפר . "

(src)="24"> و مرد گفت ، « بدجوری زمین خورده ، اینطور نیست ؟ » ( خنده )
(trg)="24"> והאיש שם אמר , " הוא נסע דרך ארוכה , לא ? "

(src)="25"> یک جورایی یکسری بصیرت‌های پشت سر هم بود .
(trg)="25"> ( צחוק בקהל ) היתה לי סדרה של התגלויות חדשות .

(src)="26"> روز بعد ، در ادامه داستان کاملا واقعی ، با یک G-5 به آفریقا پرواز کردم برای سخنرانی در نیجریه ، در شهر لاگوس ، در مورد موضوع انرژی .
(trg)="26"> למחרת , וזה המשך של אותו סיפור אמיתי לחלוטין , עליתי על טיסה לאפריקה , לתת הרצאה בניגריה . בעיר לגוס , בנושא אנרגיה .

(src)="27"> و من سخنرانی را شروع کردم با نقل چیزی که روز قبلش در نشویل اتفاق افتاده بود .
(trg)="27"> אני התחלתי את ההרצאה שלי עם הסיפור הזה ששמעתם שקרה לי יום לפני בנשוויל .

(src)="28"> و همانطورکه الان آن را برای شما توضیح دادم ، برای اونا هم گفتم . [ اینکه ] تیپر و من خودمون رانندگی کردیم ، رستوران شونیز ، رستوران زنجیره ای خانوادگی ارزان ، چیزی که مرد گفت -- آنها خندیدند .
(trg)="28"> סיפרתי אותו כמעט מילה במילה כמו ששמעתם עכשיו . טיפר ואני נהגנו בעצמנו , רשת המסעדות שוני , מסעדת פועלים משפחתית . הדברים שאותו האיש אמר , גם הם צחקו .

(src)="29"> سخنرانیم را تمام کردم ، سپس برای برگشت به خانه به فرودگاه رفتم .
(trg)="29"> סיימתי את ההרצאה ויצאתי חזרה לשדה התעופה , לחזור הביתה .

(src)="30"> در هواپیما خوابم برد ، تا زمانیکه اواسط شب ، برای سوختگیری در جزایر آزورس فرود آمدیم .
(trg)="30"> ישנתי רוב הטיסה , ומתישהו באמצע הלילה , כשנחתנו לתדלוק באיים האזוריים .

(src)="31"> بیدار شدم ، در را باز کردند ، برای هواخوری بیرون رفتم ، و نگاه کردم و مردی را دیدم که وسط جاده می‌دوید .
(trg)="31"> התעוררתי , פתחתי את הדלת ויצאתי לנשום קצת אוויר , הסתכלתי סביב וראיתי מישהו רץ לאורך המסלול .

(src)="32"> و تکه کاغذی را در دست داشت و تکان می‌داد و فریاد می‌زد ، « خبر از واشینگتن ! خبر از واشینگتن ! »
(trg)="32"> הוא נפנף בדף נייר וצעק " תתקשר לוושינגטון ! תתקשר לוושינגטון ! "

(src)="33"> و من با خودم گفتم ، نصف شب ، وسط اقیانوس چه اتفاقی در واشینگتن میتونه افتاده باشه ؟ بعد یادم اومد که چیزهای مختلفی امکانش هست .
(trg)="33"> אני חשבתי לעצמי , ככה באמצע הלילה , באמצע האוקיאנוס האטלנטי , מה כבר יכול לקרות שם בוושינגטון ? ואז נזכרתי שהרבה דברים יכולים לקרות .

(src)="34"> ( خنده )
(trg)="34"> ( צחוק מהקהל )

(src)="35"> اما چیزی که اتفاق افتاد این بود که کارکنان من خیلی ناراحت بودند چون یکی از خبرگزاری‌ها در نیجریه قبلا داستانی را در مورد سخنرانی من نوشته بود . و این خبر تا حالا در تمامی شهرهای ایالات متحده آمریکا منتشر شده بود
(trg)="35"> אבל בסופו של דבר התברר לי כי הצוות שלי היה מאוד עצבני , מתברר שאחד מכלי התקשורת בניגריה כבר פרסם סיפור על ההרצאה שלי . והוא כבר פורסם בכל רחבי ארצות הברית .

(src)="36"> -- خبر در مونتری انتشار یافت ، من آن را دیدم .
(trg)="36"> זה פורסם גם במונטריי , בדקתי .

(src)="37"> و قصه شروع شد ، « ال گور ، معاون رئیس جمهور سابق دیروز در نیجریه اعلام کرد ، ' من و همسرم تیپر یک رستوران خانوادگی ارزان قیمت ، با نام شونیز ، دایر کرده‌ایم و خودمان آن را اداره می‌کنیم . ' » ( خنده ) قبل از اینکه به خاک آمریکا برگردم ، دیوید لترمن و جی لنو دست به کار شده بودند -- یکی از آنها در نقش من با یک کلاه آشپزی سفید رنگ بزرگ ، تیپر می‌گفت : « یک همبرگر دیگه ، با سیب زمینی سرخ کرده ! »
(trg)="37"> הסיפור התחיל כך " סגן הנשיא לשעבר אל גור הודיע אתמול בניגריה , ' אישתי טיפר ואנוכי פתחנו מסעדת פועלים משפחתית בשם המקום של שוני , ואנחנו מנהלים אותה בעצמנו ' . " ( צחוק בקהל ) עוד לפני שנחתנו בארצות הברית , דיויד לטרמן וג ' יי לנו כבר פתחו את התוכנית שלהם עם זה אחד מהם הציג אותי עם כובע שף גדול ולבן , טיפר העבירה הזמנה , " עוד המבורגר , עם צ ' יפס ! "

(src)="38"> سه روز بعد ، یک نامه دست نویس زیبا و طولانی از طرف دوست و شریک و همکارم بیل کلینتون دریافت کردم با این مضمون که : « ال ، افتتاح رستوران جدید رو تبریک می‌گم ! »
(trg)="38"> שלושה ימים אחר כך קיבלתי מכתב ארוך ויפה בכתב יד מחברי ושותפי ביל קלינטון שכתב שם , " תתחדש על המסעדה , אל ! "

(src)="39"> ( خنده ) ما دوست داریم موفقیت‌های همدیگه در زندگی رو جشن بگیریم .
(trg)="39"> ( צחוק מהקהל ) אנחנו נהנים לחגוג אחד את ההצלחות של השני .

(src)="40"> قرار بر این بود که درمورد اکولوژی اطلاعات صحبت کنم .
(trg)="40"> אני באתי הנה לדבר על אקולוגיית מידע .

(src)="41"> اما فکر کنم چون برای حضور مادام العمر در TED برنامه ریزی کردم ، شاید در فرصتی دیگه بتونم درباره اون صحبت کنم .
(trg)="41"> אבל מאחר ואני מתכנן להפוך את זה למנהג חיים , לבוא להרצאות פה ב - TED , אולי אני אדבר על זה בפעם אחרת .

(src)="42"> ( خنده ) کریس اندرسون : قبول !
(trg)="42"> ( תשואות מהקהל ) כריס אנדרסון : מקובל עלי !

(src)="43"> الگور : می‌خوام در مورد موضوعی که اکثریت شماها خواستید تا در مورد آن توضیح دهم ، متمرکز بشم . در مورد بحران آب و هوا چه کاری از دست تون برمی‌یاد ؟ می‌خوام آغاز کنم با --
(trg)="43"> אל גור : אני רוצה להתרכז במשהו שהרבה מכם ביקשו ממני להרחיב עליו . מה אתם יכולים לעשות בנוגע למשבר האקלימי ?

(src)="44"> می‌خوام چند تصویر جدید نشون بدم ، و فهرست وار فقط به چهار یا پنج تا از اونا اشاره کنم .
(trg)="44"> אני רוצה לפתוח בכמה דברים אני אראה לכם כמה שקפים , אני רוצה להתרכז רק בארבעה או חמישה מהם .

(src)="45"> حالا ، نمایش اسلاید .
(trg)="45"> לגבי המצגת . אני מעדכן את השקפים בכל פעם שאני מעביר את המצגת הזו .

(src)="47"> تصاویر جدیدی را اضافه می‌کنم چون هر بار که اونها رو ارائه می‌دم بیشتر یاد می‌گیرم .
(trg)="46"> אני מוסיף שקפים חדשים כי אני לומד על הנושא עוד בכל פעם שאני מדבר עליו .

(src)="48"> این مثل یه موج خروشان می‌مونه ، می‌دونین ؟ هر بار که جزر و مد اتفاق می‌افته ،
(trg)="47"> זה כמו בחוף הים .

(src)="49"> صدف‌های بیشتری پیدا می‌کنین .
(trg)="48"> בכל פעם שהגאות באה והולכת , אפשר למצוא צדפים חדשים .

(src)="50"> درست در دو روز اخیر ، دو درجه حرارت جدید در ژانویه ثبت شد .
(trg)="49"> קיבלנו מדידות טמפרטורה מינואר רק ביומיים האחרונים .

(src)="51"> این فقط برای ایالات متحده آمریکا است .
(trg)="50"> ואלו מדידות רק לגבי ארצות הברית . הטמפרטורה הממוצעת הרב שנתית בינואר היא 31 מעלות ( פרנהייט , 0.5- מעלות צלסיוס ) .

(src)="52"> در گذشته ، بطور متوسط درجه حرارت در ماه ژانویه ۳۱ درجه بوده است . ماه گذشته ۳۹.۵ درجه بود .
(trg)="51"> השנה הטמפרטורה היתה 39.5 מעלות ( 4.1 צלסיוס )

(src)="53"> حالا ، می‌دونم که شما منتظر شنیدن خبرهای بد بیشتری در مورد محیط زیست بودید -- شوخی می‌کنم -- اما اسلایدها ، رئوس مطالب را مرور می‌کنند ،
(trg)="52"> אני יודע שאתם רוצים לשמוע עוד חדשות רעות על האקלים והסביבה רק צחקתי .

(src)="54"> و سپس وارد بحث جدیدی می‌شم درمورد اینکه شما چیکار می‌تونید بکنید .
(trg)="53"> אבל אלו הם השקפים המסכמים , ואז אני רוצה לדבר על מה שאתם יכולים לעשות .

(src)="55"> اما می‌خواستم دو مورد از اونا رو توضیح بدم .
(trg)="54"> אבל אני רוצה להרחיב על חלק מהדברים .

(src)="56"> اول از همه ، این نقطه ایست که قرار است با همکاری و کمک آمریکا در گرمایش جهانی به آن برسیم ، طبق معمول ازطریق تجارت .
(trg)="55"> קודם כל כאן מוצג הצפי לגבי התרומה של ארה " ב להתחממות העולמית , בהנחה שנמשיך כרגיל .

(src)="57"> بهره وری در برق مصرفی و کاربرد تمام انرژی ساده و آسان است .
(trg)="56"> יעילות בשימוש ביתי בחשמל וצריכה פרטית של אנרגיה הן הכלים הנוחים ביותר להשפיע .

(src)="58"> بهره وری و حفاظت : آن یک هزینه نیست ، و یک منفعت است .
(trg)="57"> היעילות והחסכון כאן הן לא עלות , אלא רווח .

(src)="59"> علامت آن اشتباه است .
(trg)="58"> הסימן הפוך .

(src)="60"> منفی نیست ، بلکه مثبت است .
(trg)="59"> ירידה בשימוש היא לא שלילית , היא חיובית .

(src)="61"> اینها سرمایه گذاری‌هایی هستند که هزینه صرف شده را جبران می‌کنند .
(trg)="60"> אלו השקעות שמשלמות על עצמן .

(src)="62"> اما در منحرف کردن مسیر ما بسیار موثرند .
(trg)="61"> והן גם מאוד יעילות בשינוי הכיוון .

(src)="63"> اتومبیل‌ها و کامیون‌ها -- در مورد آنها در اسلاید نمایشی صحبت کردم ، اما از شما می‌خواهم زیاد در این باره نگران نباشید .
(trg)="62"> מכוניות ומשאיות , דיברתי עליהן במצגת הקודמת , אבל אני רוצה שתראו אותן בהקשר הנכון .

(src)="64"> این یک نگرانی ساده و روشن است و باید باشد ، اما گرمایش جهانی ناشی ازساختمان‌ها بسیار بیشتراز اتومبیل‌ها و کامیون‌ها است .
(trg)="63"> הן מטרה נוחה וקלה לטיפול , והן צריכות להיות , אבל ההשפעה על ההתחממות הגלובלית שבאה מבניינים גדולה יותר מאשר ההשפעה שבאה ממכוניות ומשאיות .

(src)="65"> اتومبیل‌ها و کامیون‌ها بسیار مهم هستند ، و ما پایین‌ترین استانداردها رو در دنیا داریم ،
(trg)="64"> ההשפעה של מכוניות ומשאיות חשובה מאוד , ולנו ( ארה " ב ) יש את הסטנדרטים הנמוכים בעולם ,

(src)="66"> و باید آنرا مورد توجه قرار دهیم . اما این بخشی از مسئله است .
(trg)="65"> ואנחנו צריכים להתמודד עם זה . אבל זה רק חלק מהפאזל .

(src)="67"> بهره وری وسایل حمل و نقل دیگر به اندازه اتومبیل‌ها و کامیون‌ها اهمیت دارد !
(trg)="66"> יעילות באמצעי תחבורה אחרים משמעותית בדיוק כמו מכוניות ומשאיות !

(src)="68"> منابع تجدیدشدنی در سطوح جاری بهره وری تکنولوژیکی می‌توانند اینقدر تغییر ایجاد کنند ، و با چیزی که وینود ، و جان دوئر ، و سایرین ،
(trg)="67"> אנרגיה ממקורות מתחדשים , ברמת הטכנולוגיה הקיימת היום יכולה לחולל שינוי כזה גדול . כמו הפיתוחים של וינוד , של ג ' ון דור ואחרים ,

(src)="69"> اکثر شماهایی که اینجا هستید -- افراد بسیاری مستقیما با این مسئله درگیر هستند -- این بخش بسیار سریعتر از میزانی که دورنمای فعلی نشان می‌دهد رشد خواهد کرد .
(trg)="68"> חלק גדול מכם כאן -- הרבה אנשים עוסקים בזה באופן ישיר החלק הזה גדל הרבה יותר מהר ממה שהתחזיות הנוכחיות צופות .

(src)="70"> جمع آوری و جداسازی کربن -- که مخفف آن CCS می‌باشد -- احتمالا تبدیل به یک برنامه کشنده می‌شود که به ما کمک می‌کند تا به استفاده از سوخت‌های فسیلی به روشی که بی خطر است ادامه دهیم .
(trg)="69"> תפיסה והחרמה של פחמן , זו המשמעות של CCS , כנראה תהיה טכנולוגיה מצליחה מאוד שתאפשר לנו להמשיך להשתמש בדלק מאובנים בדרך לא מזיקה .

(src)="71"> که هنوز کاملا وجود ندارد .
(trg)="70"> אבל אנחנו עדיין לא ממש שם .

(src)="72"> خوب . حال ، شما چه کار می‌توانید بکنید ؟ انتشار [ گازکربنیک ] در منزلتان را کاهش دهید .
(trg)="71"> אז מה אתם יכולים לעשות ?

(src)="73"> بیشتر این هزینه‌ها هم سودآور هستند .
(trg)="73"> רוב האמצעים לעשות את זה הם אפילו רווחיים

(src)="74"> عایق کاری ، طراحی بهتر ، خرید الکتریسیته سبز در هر جا که می‌توانید .
(trg)="74"> בידוד של הבית , עיצוב תרמי טוב יותר , רכישת מכשירי חשמל ירוקים כשאפשר .

(src)="75"> به اتومبیل‌ها اشاره کردم -- دوگانه سوز خریداری کنید .
(trg)="75"> הזכרתי קודם מכוניות , רכשו מכונית היברידית .

(src)="76"> از خودروی سبک استفاده کنید .
(trg)="76"> או השתמשו ברכבת קלה

(src)="77"> گزینه‌های دیگری که بسیار بهترند را شناسایی کنید .
(trg)="77"> תמצאו דרכים אחרות לנסוע , טובות יותר ( חלוקה בכלי רכב , נסיעה באופניים ) .

(src)="78"> این مهم است .
(trg)="78"> זה משמעותי

(src)="79"> مصرف کننده سبز باشید .
(trg)="79"> תהיו צרכנים ירוקים .

(src)="80"> شما در انتخاب چیزی که می‌خرید مختارید ، در انتخاب بین چیزهایی که اثر مخرب و اثرات ناگوار کمتری در بحران جهانی آب و هوایی دارند
(trg)="80"> בכל מוצר שאנו קונים אפשר לבחור בין מוצרים בעלי השפעה משמעותית לכאלה עם השפעה קטנה יותר על משבר האקלים הגלובלי .

(src)="81"> این را درنظر داشته باشید . تصمیم بگیرید که زندگی عاری از کربن داشته باشید .
(trg)="81"> תקבלו החלטה לחיות חיים " נייטרליים פחמנית " .

(src)="82"> هر کدام از شماها که در شناسایی آنها تبحر دارید ، دوست دارم از نظراتتون استفاده کنم و کمک کنم به روشی گفته شوند که افراد بیشتر با آن ارتباط برقرار کنند .
(trg)="82"> לאלו מכם שטובים במיתוג , הייתי מאוד שמח לקבל עצה ועזרה לגבי איך אפשר לנסח את זה בדרך שתתקשר עם מרבית האנשים .

(src)="83"> آسونتر از چیزیکه که فکرشو می‌کنید .
(trg)="83"> זה יותר קל ממה שאתם חושבים , באמת .

(src)="84"> واقعا . خیلی از ماهایی که اینجا هستیم این تصمیم را گرفته‌ایم و واقعا آسونه .
(trg)="84"> הרבה מאתנו פה קיבלו החלטה כזו וזה באמת קל מאוד .

(src)="85"> با انتخاب طیف کاملی از گزینه‌هایی که پیش رو دارید ، انتشار کربن را کاهش دهید ، و سپس آنهایی را که بطور کامل کاهش نداده‌اید ، به جایش جبران کنید و معنی آن در آدرس climatecrisis.net به تفصیل شرح داده شده است .
(trg)="85"> המשמעות היא להוריד את פליטת הפחמן הדו-חמצני בתחום רחב של בחירות שלכם ואז רכשו או השיגו איזונים לשארית הפחמן שלא צמצמתם את הפליטה שלו באופן מלא . המשמעות והדרכים להשיג את זה מפורטים ב- www.climatecrisis.net

(src)="86"> یک محاسبه کننده کربن وجود دارد .
(trg)="86"> יש שם מחשבון לפליטת פחמן .

(src)="87"> تولیدات مشترک دور هم جمع شدند ، با مشارکت فعال من ، نویسندگان نرم افزارهای پیشرو جهانی در رابطه با علم پیچیده محاسبه کربن برای ساخت یک محاسبه گر کربن مناسب برای مصرف کننده .
(trg)="87"> פרטיסיפנט הפקות כינסו יחד עם עזרתי , מתכנתים מהטובים בעולם לפיתוח המדע המסתורי הזה לחישוב פליטת פחמן דו חמצני , כל זה לכתיבת מחשבון פליטת פחמן ידידותי למשתמש .

(src)="88"> شما به دقت می‌توانید میزان گازکربنیک منتشر شده توسط خودتان را محاسبه کنید ، و سپس گزینه‌هایی را برای کاهش آن در اختیارخواهید داشت .
(trg)="88"> אתם יכולים לחשב במדויק את כמויות פליטת ה CO2 שלכם ולקבל המלצות לצמצום הפליטה .

(src)="89"> و تا زمانیکه این فیلم در ماه مه به اتمام برسد ، به نسخه ۲.۰ بروز خواهد شد . و ما می‌توانیم با کلیک کردن افست‌ها را خریداری کنیم .
(trg)="89"> כשהסרט ( אמת מטרידה ) יצא למסכים במאי ( 2006 ) המחשבון יעודכן ל 2.0 וניתן יהיה גם לרכוש עודפי פליטה ישירות מהאתר בקליק אחד .

(src)="90"> علاوه بر آن ، به کسب و کاری بدور از کربن بیاندیشید .
(trg)="90"> בשלב הבא , שיקלו להפוך גם את העסק שלכם לנייטרלי פחמנית .

(src)="91"> برخی از ما آن را انجام داده‌ایم ، و اونقدرها هم که شما فکر می‌کنید ، سخت نیست .
(trg)="91"> שוב , חלק מאתנו כבר עשו זאת וגם זה לא קשה כמו שזה נשמע .

(src)="92"> راهکارهای آب و هوایی را با کلیه ابتکارات خود توام کنید ، صرفنظر از اینکه متعلق به جامعه فناوری ، یا سرگرمی یا طراحی و معماری هستید .
(trg)="92"> תשלבו פתרונות אקלימיים בחידושים שאת עובדים עליהם , בין אם אתם מקהילת הטכנולוגיה , הבידור או מתחומי העיצוב והארכיטקטורה .

(src)="93"> سرمایه گذاری قابل نگهداری بکنید .
(trg)="93"> תשקיעו במקורות אנרגיה לא מתכלים .

(src)="94"> Majora آنرا خاطر نشان کرد .
(trg)="94"> מג ' ורה הזכירה את זה .

(src)="95"> دقت کنید ، اگر شما مبلغی رو سرمایه گذاری کردید با مدیرانی که روی عملکرد سالانه آنها حساب کرده‌اید ، هرگز درمورد گزارش سه ماهه مدیریت مدیر عامل شکایت نکنید .
(trg)="95"> תחשבו על זה , אם השקעתם כסף על מנהלים כשאתם מפשרים על בדיקת התוצאות שלהם על בסיס שנתי אל תתלוננו על הדוחות הרבעוניים של ההנהלה .

(src)="96"> در طول زمان ، افراد در قبال مبلغی که دریافت می‌دارند کار انجام می‌دهند .
(trg)="96"> עם הזמן , אנשים עושים את מה שאתם משלמים להם לעשות .

(src)="97"> و اگر قضاوت کنند چه قدر از دریافتی‌شان بر اساس سود سرمایه گذاریشان روی سرمایه شما خواهد بود ، مبنی بر بازگشت کوتاه مدت سرمایه ، شما تصمیمات کوتاه مدت خواهید گرفت .
(trg)="97"> אם הם יבינו כמה תשלמו להם על בסיס ההון שהם השקיעו , ברווחים לטווח קצר , תגלו שהם מקבלים החלטות לטווח קצר .

(src)="98"> چیزهای بیشتری در مورد اون می‌شه گفت .
(trg)="98"> ויש עוד הרבה מאוד מה לאמר בנושא הזה .

(src)="99"> سرعت دهنده تغییرات باشید .
(trg)="99"> היו אתם הגורמים לשינוי , תלמדו אחרים , תלמדו בעצמכם ודברו אם אנשים על איך להביא לשינוי

(src)="101"> فیلمی بیرون می‌آید -- و فیلم ، نسخه فیلمی اسلاید نمایشی است که دو شب پیش ارائه دادم ، جز آنکه بسیار مهیج‌تر است .
(trg)="100"> הסרט יצא עוד מעט למסכים , הסרט הוא גרסא של המצגת שהצגתי כאן לפני יומיים , פרט לזה שהוא יותר מעניין ומבדר .

(src)="102"> و ماه مه بیرون می‌آید .
(trg)="101"> הוא יצא למסכים במאי .