# et/ted2020-1008.xml.gz
# fa/ted2020-1008.xml.gz
(src)="1.1"> On suur rõõm olla siin ja rääkida asjast , mis on mulle südamelähedane .
(src)="1.2"> See on ilu .
(trg)="1"> خوشحالم از اینکه اینجا هستم . و ازینکه با شما در مورد موضوعی که قلبا بهش علاقه دارم صحبت میکنم ، موضوع مورد علاقه من « زیبایی » است .
(src)="2"> Kunstifilosoofia , esteetika on õigupoolest minu töö .
(trg)="2"> من در زمینه فلسفه هنر وزیبایی شناسی کار میکنم ، در واقع ، شغل من این است .
(src)="3"> Ma üritan saada aru , mis on ilu elamus nii filosoofiliselt , psühholoogiliselt kui intellektuaalselt ning leida selles nii mõistuspärast kui ka seda , mis inimesi ilu mõistmisel eksiteele viib .
(trg)="3"> من سعی می کنم از نظر فکری فلسفی و روانی دریابم , تجربه زیبایی چیست ، چه چیز معقولی در مورد آن می توان گفت و چگونه مردم در تلاش برای درک زیبایی به بیراهه رفته اند .
(src)="4.1"> See on äärmiselt keeruline teema .
(src)="4.2"> Osaliselt sellepärast , et asjad , mida me peame ilusaks , on väga erinevad .
(trg)="4"> در اصل این موضوع بسیار پیچیده است ، بخشی به دلیل اینکه چیزهایی که ما اسمش را زیبایی میگذاریم خیلی با هم متفاوتند .
(src)="5"> Pean siin silmas puhtalt ilu varieeruvust : beebi nägu , Berliozi " Harold Itaalias " , filmid nagu " Võlur Oz " , Tšehhovi näidendid , Kesk-California maastikud , Hokusai vaade Fuji mäele , " Roosikavaler " , imeline võiduvärav Maailmakarika turniiril , Van Goghi " Tähine öö " , Jane Austeni romaan , Fred Astaire tantsimas ekraanil .
(trg)="5"> فقط به تنوع چیزهای زیبا فکر کنید : چهره یک کودک زیباست کنسرت " Harold in Italy " برلیوز هم زیباست فیلمهایی مثل " The Wizard of Oz " یا نمایشنامه های چخوف هم زیبا هستند یک منظره از کالیفرنیای مرکزی یا یک منظره از کوه فوجی هم زیبا هستند اپرای " Der Rosenkavalier " , گل برنده در یک بازی خیره کننده در بازیهای فوتبال جام جهانی ، تابلوی " شب پرستاره " از ونسان ونگوک یک رمان از جین آستین رقصFred Astaire روی سن
(src)="6"> See lühike nimekiri sisaldab inimolendeid , looduslikke pinnavorme , kunstiteoseid ning inimeste oskusi .
(trg)="6"> این لیست کوتاه از چیزهای زیبا شامل ادمها مناظر طبیعی آثار هنری و مصنوعات دستان ماهر انسان است .
(src)="7"> Kirjeldus , mis selgitab ilu olemasolu kõiges nimekirja kuuluvas , ei saa olema lihtne .
(trg)="7"> پیدا کردن فرمول کلی که زیبایی را یکجا در همه این فهرست توضیح بدهد آسان نخواهد بود .
(src)="8"> Siiski saan ma anda teile aimu sellest , mida ma pean kõige olulisemaks teooriaks ilust , mis meil on .
(trg)="8"> با این حال من می توانم ، شما را با آنچه که از نظر من به عنوان قوی ترین نظریه زیبایی است اشنا کنم بهترین نظریه های که ما تا الان ارائه کردیم .
(src)="9"> See teooria ei tule kunstifilosoofilt , postmodernistlikult kunstiteoreetikult , ega ennasttäis kunstikriitikult .
(trg)="9"> و ما آن را ، نه از یک فیلسوف هنر دریافت کردیم ، نه از یک نظریه پرداز هنر پست مدرن و یا شخص منتقد هنری مهم و برجسته .
(src)="10.1"> Ei , see teooria tuleb mehelt , kes on nuivähkide , ussikeste ja tuvide paljunemise ekspert .
(src)="10.2"> Ja te teate , keda ma siin silmas pean - Charles Darwinit .
(trg)="10"> نه ، این نظریه از یک متخصص درزمینه فسیلها و کرمها و پرورش کبوتر میباشد . می دانید که منظور من کیست -- چارلز داروین .
(src)="11"> Loomulikult arvavad paljud inimesed , et nad teavad õiget vastust sellele küsimusele , mis on ilu .
(trg)="11"> البته ، بسیاری از مردم فکر می کنند که می دانند جواب سوال « زیبایی چیست ؟ » را .
(src)="12"> Ilu on vaataja silmades .
(trg)="12"> خیلی ها معتقدند که زیبایی در چشم بیننده است .
(src)="13"> Ilu on see , mis puudutab sind isiklikult .
(trg)="13"> زیبا هر چیزی است که شما را شخصا تکان میدهد .
(src)="14"> Mõned inimesed , eriti akadeemikud , eelistavad öelda , et ilu on kultuuriliselt mõjutatud vaataja silmades .
(trg)="14"> یا ، همانگونه که برخی از مردم -- به خصوص دانشگاهیان -- ترجیح می دهند ، زیبایی در چشم " متاثر از فرهنگ " بیننده است .
(src)="15"> Inimesed on nõus , et maalid , filmid või muusika on ilusad , sest nende kultuuriline taust määrab esteetilise maitse ühtsuse .
(trg)="15"> مردم معتقدند که نقاشی و یا فیلم و یا موسیقی زیبا هستند چرا که فرهنگ آنها تعبیر یکنواختی از زیبایی را ارائه میدهد .
(src)="16"> Eelistused nii loodusliku ilu kui ka kunsti osas on üpriski kultuuriülesed .
(trg)="16"> سلیقه های مشابهی برای زیبایی های طبیعی و هنر در همه فرهنگها وجود دارد . سلیقه های مشابهی برای زیبایی های طبیعی و هنر در همه فرهنگها وجود دارد . سلیقه های مشابهی برای زیبایی های طبیعی و هنر در همه فرهنگها وجود دارد .
(src)="17"> Jaapanis armastatakse Beethovenit .
(trg)="17"> بتهوون را مردم ژاپن هم می ستایند .
(src)="18"> Peruulased armastavad jaapani graafikat .
(trg)="18"> مردم کشور پرو هم عاشق چاپ woodblock ژاپنی اند .
(src)="19"> Inka skulptuure hinnatakse aareteks Suurbritannia muuseumites , samas kui Shakespeare 'i tõlgitakse peaaegu igasse maailma keelde .
(trg)="19"> مجسمه های اینکا به عنوان گنجینه درموزه بریتانیا در نظر گرفته میشود ، مجسمه های اینکا به عنوان گنجینه درموزه بریتانیا در نظر گرفته میشود ، آثار شکسپیربه هر زبانی روی زمین ترجمه شده است . آثار شکسپیربه هر زبانی روی زمین ترجمه شده است .
(src)="20"> Või mõelge vaid Ameerika jazzist , Ameerika filmidest - need jõuavad kõikjale .
(trg)="20"> یا فقط فکر کنید به موسیقی جاز در آمریکا یا فیلمهای آمریکایی -- آنها همه جا هستند .
(src)="21"> Kunstis on väga palju erinevusi , kuid on ka palju universaalseid , kultuuriüleseid esteetilisi naudinguid ja väärtusi .
(trg)="21"> تفاوت های بسیاری در میان هنرها وجود دارد ، اما در عین حال شباهت های بسیاری نیز در لذت از زیبایی و ارزشها بین فرهنگهای مختلف وجود دارد اما در عین حال شباهت های بسیاری نیز در لذت از زیبایی و ارزشها بین فرهنگهای مختلف وجود دارد اما در عین حال شباهت های بسیاری نیز در لذت از زیبایی و ارزشها بین فرهنگهای مختلف وجود دارد
(src)="22"> Kuidas seda universaalsust seletada ?
(trg)="22"> چگونه می توان این جهان شمولی را توضیح داد ؟ چگونه می توان این جهان شمولی را توضیح داد ؟
(src)="23"> Parim vastus peitub katses rekonstrueerida darvinistlik evolutsiooniteooria meie kunstilistest ja esteetilistest eelistustest .
(trg)="23"> پاسخ این سوال از بازسازی تاریخچه تکامل داروینی سلایق زیبایی شناختی مان بدست می آید پاسخ این سوال از بازسازی تاریخچه تکامل داروینی سلایق زیبایی شناختی مان بدست می آید پاسخ این سوال از بازسازی تاریخچه تکامل داروینی سلایق زیبایی شناختی مان بدست می آید
(src)="24.1"> Me peame uurima oma praegust kunstilist maitset ja eelistusi ning selgitama välja , kuidas need meie teadvuses on kujunenud .
(src)="24.2"> Tegevustest , mis on pärit eelajaloolisest , jääaegsest keskkonnast , kus tegelikult inimesteks kujunesime , kuid ka sotsiaalsetest olukordadest , kus oleme välja arenenud .
(trg)="24"> ما نیاز به مهندسی معکوس سلیقه هنری مان داریم ما نیاز به مهندسی معکوس سلیقه هنری مان داریم باید بفهمیم که چطور این سلیقه در ذهن ما حک شده است باید بفهمیم که چطور این سلیقه در ذهن ما حک شده است با مراجعه به ماقبل تاریخ ، و به محیط های پلیستوسنی ، که در آن ما به شکل انسان امروزی در آمدیم ، و نیز با مراجعه به موقعیت های اجتماعی که ما در آن فرگشت یافتیم .
(src)="25"> Taoline inimese lahtimonteerimine saab tuge eelajaloolistest allikatest .
(trg)="25"> سپس این مهندسی معکوس میتواند کمک طلب کند از از سابقه بشریت که از ماقبل تاریخ حفظ شده است .
(src)="26"> Fossiilidest , koopamaalingutest ja muust sarnasest .
(trg)="26"> منظورم فسیلها ، نقاشی غارها و غیره است .
(src)="27"> Tuleb võtta arvesse seda , mida teame 19 .-20 . sajandini isoleerituna elanud kütt-korilaste esteetilistest eelistustest .
(trg)="27"> این مهندسی معکوس باید مشخص کند کدام یک از علایق زیبایی شناختی انسانهای قبیله ای شکارچی تا قرن ۱۹ و ۲۰ ادامه یافتند این مهندسی معکوس باید مشخص کند کدام یک از علایق زیبایی شناختی انسانهای قبیله ای شکارچی تا قرن ۱۹ و ۲۰ ادامه یافتند این مهندسی معکوس باید مشخص کند کدام یک از علایق زیبایی شناختی انسانهای قبیله ای شکارچی تا قرن ۱۹ و ۲۰ ادامه یافتند این مهندسی معکوس باید مشخص کند کدام یک از علایق زیبایی شناختی انسانهای قبیله ای شکارچی تا قرن ۱۹ و ۲۰ ادامه یافتند
(src)="28"> Nii , mul isiklikult pole vähimatki kahtlust , et ilu kogemine , kogu emotsionaalse intensiivsuse ja naudinguga , kuulub meie psühholoogia valdkonda .
(trg)="28"> من شخصا هیچ تردیدی ندارم که درک زیبایی ، با همه بار عاطفی و لذت آن ناشی از تکامل روان آدمی است . من شخصا هیچ تردیدی ندارم که درک زیبایی ، با همه بار عاطفی و لذت آن ناشی از تکامل روان آدمی است . من شخصا هیچ تردیدی ندارم که درک زیبایی ، با همه بار عاطفی و لذت آن ناشی از تکامل روان آدمی است . من شخصا هیچ تردیدی ندارم که درک زیبایی ، با همه بار عاطفی و لذت آن ناشی از تکامل روان آدمی است . من شخصا هیچ تردیدی ندارم که درک زیبایی ، با همه بار عاطفی و لذت آن ناشی از تکامل روان آدمی است .
(src)="29"> Ilu kogemine on üks osa darvinistlike kohanemiste seerias .
(trg)="29"> قابلیت درک زیبایی فقط یکی از سازگاریهای متنوعی است که در طی تکامل داروینی در ما رخ داده است . قابلیت درک زیبایی فقط یکی از سازگاریهای متنوعی است که در طی تکامل داروینی در ما رخ داده است .
(src)="30"> Ilu on kohanemisvõime , mida me laiendame ja võimendame meelelahutuse ja kunstiteoste loomiseks ja nautimiseks .
(trg)="30"> زیبایی یک اثر سازگاری با محیط است ، که ما آنرا با خلق آثار هنری و لذت از آنها گسترش داده ایم و تشدید کرده ایم که ما آنرا با خلق آثار هنری و لذت از آنها گسترش داده ایم و تشدید کرده ایم که ما آنرا با خلق آثار هنری و لذت از آنها گسترش داده ایم و تشدید کرده ایم که ما آنرا با خلق آثار هنری و لذت از آنها گسترش داده ایم و تشدید کرده ایم
(src)="31"> Nagu mitmed teist teavad , toimib evolutsioon kahel peamisel mehhanismil .
(trg)="31"> همانطور که بسیاری از شما می دانید ، فرگشت توسط دو مکانیسم اصلی عمل میکند .
(src)="32.1"> Esimene neist on looduslik valik ehk juhuslikud hälbimised ja valikuline säilitamine ning meie anatoomia ja füsioloogia .
(src)="32.2"> See on kõhunäärme , silma või sõrmeküünte areng .
(trg)="32"> مکانیسم اول , انتخاب طبیعی است -- که جهش ژنی تصادفی ونگهداری انتخابی است -- همراه با آناتومی و فیزیولوژی پایه ما -- مانند تکامل لوزالمعده و یا چشم یا ناخن .
(src)="33"> Looduslik valik seletab ka paljusid algelisi reaktsioone nagu tülgastus mädaneva liha haisust ning hirme nagu madude kartmine või hirm seista kaljuservale liiga lähedal .
(trg)="33"> انتخاب طبیعی علت خیلی از نفرت های پایه ما مثل نفرت از بوی گوشت فاسد است انتخاب طبیعی علت خیلی از نفرت های پایه ما مثل نفرت از بوی گوشت فاسد است انتخاب طبیعی علت خیلی از نفرت های پایه ما مثل نفرت از بوی گوشت فاسد است اتنخاب طبیعی منشا خیلی از ترس های ماست ، مانند ترس از مار یا ترس از نزدیک شدن به لبه پرتگاه اتنخاب طبیعی منشا خیلی از ترس های ماست ، مانند ترس از مار یا ترس از نزدیک شدن به لبه پرتگاه
(src)="34"> Looduslik valik selgitab ka seksuaalset naudingut , magusa , rasvase ja valgurikka eelistamist , mis selgitab paljude toitude populaarsust ja seda puuviljadest ning šokolaadist kuni grillitud ribideni .
(trg)="34"> انتخاب طبیعی لذت را نیز توضیح می دهد -- لذت جنسی ، میل ما را برای شیرینی ، چربی و پروتئین ، که به نوبه خود بسیاری از غذاهای محبوب را توضیح می دهد ، از میوه های رسیده تا شکلات و مثلا لذت بردن از شیشلیک را .
(src)="35"> Teine oluline evolutsiooni printsiip on seksuaalne valik , mis toimib hoopis erinevalt .
(trg)="35"> اصل بزرگ دیگر فرگشت انتخاب جنسی است ، که نحوه اجرای آن بسیار متفاوت از انتخاب طبیعی است .
(src)="36"> Paabulinnu uhke saba on selle kõige kuulsam näide .
(trg)="36"> دم با شکوه طاووس معروف ترین مثال در این باره است . دم با شکوه طاووس معروف ترین مثال در این باره است .
(src)="37"> See ei arenenud välja ellujäämiseks .
(trg)="37"> این برای بقای طبیعی طاووس بوجود نیامده است .
(src)="38"> Pigem on see ellujäämise takistuseks .
(trg)="38"> در واقع , برخلاف آنست .
(src)="39"> Paabulinnu saba põhjuseks on paaritumisvalikud , mida teevad paabulinnu emalinnud .
(trg)="39"> نه ، دم طاووس برای انتخاب جفت توسط طاووس ماده به وجود آمده است . نه ، دم طاووس برای انتخاب جفت توسط طاووس ماده به وجود آمده است . نه ، دم طاووس برای انتخاب جفت توسط طاووس ماده به وجود آمده است .
(src)="40"> See on üsna tuttav lugu .
(trg)="40"> این یک داستان کاملا آشناست .
(src)="41"> Naised on need , kes ajalugu kujundavad .
(trg)="41"> در واقع این زنان هستند که تاریخ را به جلو میرانند .
(src)="42"> Darwin ise arvas muuseas , et paabulinnu saba on emalindude arvates ilus .
(trg)="42"> در ضمن , داروین شخصا ، هیچ شک و تردیدی نداشت که دم طاووس در چشم طاووس ماده زیباست .
(src)="43"> Ta kasutaski seda sõna .
(trg)="43"> اون این کلمه رو برای اولین بار به کار برد .
(src)="44"> Pidades need ideed hästi meeles , võime öelda , et ilu kogemus on üks viise , kuidas evolutsioon toimib ja erutust , huvi , imetlust või isegi kinnismõtteid luues innustab meid tegema ellujäämiseks ja elu jätkamiseks vajalikke otsuseid .
(trg)="44"> حال ، با توجه به این ایده ها میتوان گفت ، که درک زیبایی یکی از راه هایی است که تکامل با خود به ارمغان اورده که درک زیبایی یکی از راه هایی است که تکامل با خود به ارمغان اورده راهی برای حفظ علاقه و شیفتگی ، حتی وسواس راهی برای حفظ علاقه و شیفتگی ، حتی وسواس راهی برای حفظ علاقه و شیفتگی ، حتی وسواس به منظور تشویق ما به سوی اتخاذ تصمیماتی برای سازگاری با محیط و تولید مثل به منظور تشویق ما به سوی اتخاذ تصمیماتی برای سازگاری با محیط و تولید مثل به منظور تشویق ما به سوی اتخاذ تصمیماتی برای سازگاری با محیط و تولید مثل
(src)="45"> Ilu on looduse viis mõjutada meid distantsilt .
(trg)="45"> زیبایی راهی است که طبیعت برای کنترل ما از راه دور انتخاب کرده است زیبایی راهی است که طبیعت برای کنترل ما از راه دور انتخاب کرده است زیبایی راهی است که طبیعت برای کنترل ما از راه دور انتخاب کرده است
(src)="46"> Kohanemiseks hea maastik otseselt toiduks ju ei kõlba .
(trg)="46"> منظورم این است که شما نمی توانید یک منظره را بخورید .
(src)="47"> See ei anna kasu lapsele ega kallimale .
(trg)="47"> یا نوزاد خود را بخورید یا معشوق خودرا .
(src)="48"> Evolutsiooni trikk on muuta need ilusaks , et need oleksid ligitõmbavad ja pakuksid naudingut vaid vaatamisest .
(trg)="48"> پس حقه ی فرگشت این است که آنها را بگونه ای زیبا عرضه کند ، پس حقه ی فرگشت این است که آنها را بگونه ای زیبا عرضه کند ، که شما را به سادگی جذب تماشای انها کند . که شما را به سادگی جذب تماشای انها کند .
(src)="49"> Mõelge korraks olulise esteetilise naudingu allikale - kaunite maastike ligitõmbavusele .
(trg)="49"> حال منبع مهم لذت و کشش مغناطیسی یعنی مناظر زیبارا تصور کنید . حال منبع مهم لذت و کشش مغناطیسی یعنی مناظر زیبارا تصور کنید . حال منبع مهم لذت و کشش مغناطیسی یعنی مناظر زیبارا تصور کنید .
(src)="50"> Inimesed väga erinevatest kultuuridest üle maailma kipuvad armastama maastikke , mis juhtumisi on sarnased pleistotseeni savannidele , kus inimesed arenesid .
(trg)="50"> مردم در فرهنگ های بسیار متفاوت از سراسر جهان مردم در فرهنگ های بسیار متفاوت از سراسر جهان تمایل به یک نوع خاص از چشم انداز دارند ، همان چشم اندازی که « انسان » در ان تکامل یافت تمایل به یک نوع خاص از چشم انداز دارند ، همان چشم اندازی که « انسان » در ان تکامل یافت تمایل به یک نوع خاص از چشم انداز دارند ، همان چشم اندازی که « انسان » در ان تکامل یافت
(src)="51"> Sama maastikku võib näha kalendritel , postkaartidel , golfiradade ning parkide kujunduses ja kuldselt raamitud maalidel , mis ripuvad elutubades New Yorgist Uus-Meremaani .
(trg)="51"> این چشم انداز را این روزها در تقویم ، در کارت پستال ، در طراحی زمین های گلف و پارک های عمومی این چشم انداز را این روزها در تقویم ، در کارت پستال ، در طراحی زمین های گلف و پارک های عمومی این چشم انداز را این روزها در تقویم ، در کارت پستال ، در طراحی زمین های گلف و پارک های عمومی و در قاب عکسهای طلایی روی دیوار مردم از نیویورک تا نیوزلند می بینید و در قاب عکسهای طلایی روی دیوار مردم از نیویورک تا نیوزلند می بینید و در قاب عکسهای طلایی روی دیوار مردم از نیویورک تا نیوزلند می بینید
(src)="52"> See on nagu Hudsoni jõe koolkonna maastik , millel on avarad rohumaad vaheldumisi puuderühmadega .
(trg)="52"> یک نوع چشم انداز رودخانه مدرسه هادسون ( نقاشی معروف ) که شامل فضاهای باز با چمن کم و بیشه هایی در اطراف یک نوع چشم انداز رودخانه مدرسه هادسون ( نقاشی معروف ) که شامل فضاهای باز با چمن کم و بیشه هایی در اطراف یک نوع چشم انداز رودخانه مدرسه هادسون ( نقاشی معروف ) که شامل فضاهای باز با چمن کم و بیشه هایی در اطراف یک نوع چشم انداز رودخانه مدرسه هادسون ( نقاشی معروف ) که شامل فضاهای باز با چمن کم و بیشه هایی در اطراف
(src)="53"> Puud , muuseas , hargnevad eelistatult võimalikult maapinna lähedalt , mis tähendab , et need on puud , mille otsa saaks ohu korral ronida .
(trg)="53"> اغلب درختانی ترجیح داده میشود که بسمت زمین خم شده اند ، اغلب درختانی ترجیح داده میشود که بسمت زمین خم شده اند ، که مثلا اگرفرضا جانتان در خطر باشد قرار است از ان بالا بروید که مثلا اگرفرضا جانتان در خطر باشد قرار است از ان بالا بروید
(src)="54.1"> Sellel maastikul on nähtav mõni veekogu või märgid veest sinaval horisondil .
(src)="54.2"> Samuti on seal linnud-loomad ning mitmekesine rohelus .
(src)="54.3"> Ja lõpuks , pange tähele , rada või tee või hoopiski jõekallas või rannajoon , mis kulgeb kaugusesse , kutsudes endale järgnema .
(trg)="54"> معمولا این چشم انداز آب را به طور مستقیم در دید نشان می دهد یا شواهدی از وجود آب معمولا این چشم انداز آب را به طور مستقیم در دید نشان می دهد یا شواهدی از وجود آب مثلا اب ابی رنگ در دور دست و نشانه هایی از حیوانات و پرندگان و سبزی های مختلف مثلا اب ابی رنگ در دور دست و نشانه هایی از حیوانات و پرندگان و سبزی های مختلف مثلا اب ابی رنگ در دور دست و نشانه هایی از حیوانات و پرندگان و سبزی های مختلف و در نهایت -- اینو داشته باشین -- یا راه یا جاده شاید یک رودخانه یا ساحل که به دور دستها می رود و در نهایت -- اینو داشته باشین -- یا راه یا جاده شاید یک رودخانه یا ساحل که به دور دستها می رود و در نهایت -- اینو داشته باشین -- یا راه یا جاده شاید یک رودخانه یا ساحل که به دور دستها می رود و در نهایت -- اینو داشته باشین -- یا راه یا جاده شاید یک رودخانه یا ساحل که به دور دستها می رود و در نهایت -- اینو داشته باشین -- یا راه یا جاده شاید یک رودخانه یا ساحل که به دور دستها می رود و شما را دعوت میکند که ان را دنبال کنید .
(src)="55"> Sellist maastikku peetakse ilusaks isegi neis riikides , kus seda ei esine .
(trg)="55"> این چشم انداز حتی نزد مردم در کشورهایی که چنین چشم اندازی ندارند زیبا تلقی می شود ، این چشم انداز حتی نزد مردم در کشورهایی که چنین چشم اندازی ندارند زیبا تلقی می شود ، این چشم انداز حتی نزد مردم در کشورهایی که چنین چشم اندازی ندارند زیبا تلقی می شود ،
(src)="56"> Ideaalne savannimaastik on üks selgemaid näiteid , kus inimesed kõikjal maailmas leiavad ilu sarnases visuaalses kogemuses .
(trg)="56"> چشم انداز چمن زار ایده ال یکی از نمونه هایی است که افراد بشر از سر تا سر دنیا آن را زیبا می بینند چشم انداز چمن زار ایده ال یکی از نمونه هایی است که افراد بشر از سر تا سر دنیا آن را زیبا می بینند چشم انداز چمن زار ایده ال یکی از نمونه هایی است که افراد بشر از سر تا سر دنیا آن را زیبا می بینند چشم انداز چمن زار ایده ال یکی از نمونه هایی است که افراد بشر از سر تا سر دنیا آن را زیبا می بینند چشم انداز چمن زار ایده ال یکی از نمونه هایی است که افراد بشر از سر تا سر دنیا آن را زیبا می بینند
(src)="57"> Seejuures võib vaielda , et see on ju looduslik ilu .
(trg)="57"> اما ، ممکن است کسی استدلال کند که این زیبایی طبیعی است و چنین چیزی در مورد زیبایی های مصن ، عی رخ نمی دهد اما ، ممکن است کسی استدلال کند که این زیبایی طبیعی است و چنین چیزی در مورد زیبایی های مصن ، عی رخ نمی دهد
(src)="58"> Kuidas on lugu kunstiga ?
(trg)="58"> اما ، ممکن است کسی استدلال کند که این زیبایی طبیعی است و چنین چیزی در مورد زیبایی های مصن ، عی رخ نمی دهد
(src)="59"> Kas see ei sõltu täiesti kultuurist ?
(trg)="59"> ایا زیبایی های مصنوعی خیلی وابسته به فرهنگ نیستند ؟
(src)="60"> Ei , ma ei arva nii .
(trg)="60"> نه من فکر نمی کنم اینطور باشه .
(src)="61"> Selle selgitamiseks vaataksin jällegi tagasi eelajaloolisesse aega .
(trg)="61"> و یک بار دیگر ، می خوام که به ماقبل تاریخ برگردم و در مورد اون چیزی بگم . و یک بار دیگر ، می خوام که به ماقبل تاریخ برگردم و در مورد اون چیزی بگم .
(src)="62"> Varaseimateks inimese loodud kunstiteosteks peetakse oskuslikke koopamaalinguid , mida teame Lascaux 'st ja Chauvet 'st .
(trg)="62"> اکثر افراد اینروزها بر این باورند که قدیمی ترین آثار بشری نقاشی های ماهرانه غارها هستند اکثر افراد اینروزها بر این باورند که قدیمی ترین آثار بشری نقاشی های ماهرانه غارها هستند اکثر افراد اینروزها بر این باورند که قدیمی ترین آثار بشری نقاشی های ماهرانه غارها هستند که همه ما در غار مشهورLascaux یا Chauvetسراغ داریم . که همه ما در غار مشهورLascaux یا Chauvetسراغ داریم .
(src)="63"> Chauvet ' koopad on umbes 32 000 aastat vanad nagu ka mõned väikesed , realistlikud naise ja loomade kujud samast perioodist .
(trg)="63"> غارهای Chauvet در حدود 32 ، 000 سال ، عمر دارن غارهای Chauvet در حدود 32 ، 000 سال ، عمر دارن همراه با چند تا ، مجسمه های واقع نمایانه کوچک از زنان و حیوانات در همان زمان . همراه با چند تا ، مجسمه های واقع نمایانه کوچک از زنان و حیوانات در همان زمان .
(src)="64"> Kuid kunstilised oskused on tegelikult hoopis vanemad .
(trg)="64"> اما مهارتهای هنری و تزئینی در واقع بسیار قدیمی تر از این هستند . اما مهارتهای هنری و تزئینی در واقع بسیار قدیمی تر از این هستند .
(src)="65"> Ilusaid merekarpidest keesid , mis näevad välja kui miski , mida võiks leida käsitöölaadalt , ning ookrit kehamaalinguiks on leitud umbes 100 000 aasta vanustena .
(trg)="65"> گردنبندهای زیبا از صدف که شبیه چیزی است که شما در غرفه هنر و صنایع دستی می بینید ، گردنبندهای زیبا از صدف که شبیه چیزی است که شما در غرفه هنر و صنایع دستی می بینید ، و همچنین رنگهای مخصوص بدن ، که از حدود 100.000 سال پیش یافت شده اند و همچنین رنگهای مخصوص بدن ، که از حدود 100.000 سال پیش یافت شده اند و همچنین رنگهای مخصوص بدن ، که از حدود 100.000 سال پیش یافت شده اند
(src)="66"> Kuid kõige intrigeerivamad leiud on veelgi vanemad .
(trg)="66"> اما مصنوعات ماقبل تاریخ جذاب تری وجود دارند که حتی مسن تر از اینها هستند اما مصنوعات ماقبل تاریخ جذاب تری وجود دارند که حتی مسن تر از اینها هستند
(src)="67"> Mõtlen siin niinimetatud Acheuli käsikirveid .
(trg)="67"> یادم افتاد به تبرهای سنگی آکیول که قدیمی ترین ابزارهای سنگی هستند یادم افتاد به تبرهای سنگی آکیول که قدیمی ترین ابزارهای سنگی هستند
(src)="68"> Vanimad kivist tööriistad on kirved Olduvai kuristikust Ida-Aafrikas .
(trg)="68"> یادم افتاد به تبرهای سنگی آکیول که قدیمی ترین ابزارهای سنگی هستند از تنگه الدووای در شرق آفریقا . آنها به حدود دو و نیم میلیون سال بر میگردند .
(src)="69"> Need on umbes kaks ja pool miljonit aasta vanad .
(trg)="69"> از تنگه الدووای در شرق آفریقا . آنها به حدود دو و نیم میلیون سال بر میگردند .
(src)="70"> Need rohmakad tööriistad olid olemas tuhandeid sajandeid kuni umbes 1,4 miljonit aastat tagasi hakkas Homo erectus neid tahuma õhukesteks kiviplaatideks , mis vahel olid ovaalsed , kuid enamasti meenutasid sümmeetrilist teravatipulist lehte või pisarat .
(trg)="70"> این ابزارها حدود هزاران قرن استفاده میشدند ، تا حدود 1 ، 400 ، 000 سال پیش این ابزارها حدود هزاران قرن استفاده میشدند ، تا حدود 1 ، 400 ، 000 سال پیش این ابزارها حدود هزاران قرن استفاده میشدند ، تا حدود 1 ، 400 ، 000 سال پیش هنگامی که هومو ارکتوس شروع به ساختن تیغه های تیز وباریکی از سنگ کرد , هنگامی که هومو ارکتوس شروع به ساختن تیغه های تیز وباریکی از سنگ کرد , هنگامی که هومو ارکتوس شروع به ساختن تیغه های تیز وباریکی از سنگ کرد , گاهی بصورت بیضی شکل ولی اغلب به شکل یک برگ متقارن یا بشکل یک قطره اشک . گاهی بصورت بیضی شکل ولی اغلب به شکل یک برگ متقارن یا بشکل یک قطره اشک . گاهی بصورت بیضی شکل ولی اغلب به شکل یک برگ متقارن یا بشکل یک قطره اشک . گاهی بصورت بیضی شکل ولی اغلب به شکل یک برگ متقارن یا بشکل یک قطره اشک .
(src)="71"> Need Acheuli käsikirved said oma nime St Acheuli järgi Prantsusmaal , kus esmaleiud 19 . sajandil tegid alguse nende leidmisele tuhandetes paikades Aasias , Euroopas ja Aafrikas - peaaegu kõikjal , kus Homo erectus ja Homo ergaster elutsesid .
(trg)="71"> این تبر سنگی های آکیول که اسم آن از سنت آکیول در فرانسه برگرفته شده است , این تبر سنگی های آکیول که اسم آن از سنت آکیول در فرانسه برگرفته شده است , جایی که در قرن 19 انها برای اولین بار کشف شدند -- و هزاران نمونه از انها نیز در آسیا , اروپا و آفریقا یافت شده اند , و هزاران نمونه از انها نیز در آسیا , اروپا و آفریقا یافت شده اند , تقریبن در همان جاهایی که هومو ارکتوس وهومو ارگاستر یافت شده اند . تقریبن در همان جاهایی که هومو ارکتوس وهومو ارگاستر یافت شده اند .
(src)="72"> Selline kogus neid käsikirveid näitab , et neid ei tehtud loomade tapmiseks .
(trg)="72"> حال تعداد بیشمار این تبر سنگی ها نشان میدهد که اینها نمیتوانند فقط برای قصابی کردن حیوانات بوده باشند . حال تعداد بیشمار این تبر سنگی ها نشان میدهد که اینها نمیتوانند فقط برای قصابی کردن حیوانات بوده باشند . حال تعداد بیشمار این تبر سنگی ها نشان میدهد که اینها نمیتوانند فقط برای قصابی کردن حیوانات بوده باشند .
(src)="73"> Sellele hüpoteesile annab tuge ka tõsiasi , et erinevalt teistest tolle aja tööriistadest ei näita käsikirved enamasti kulumise märki , isegi mitte peentel servadel .
(trg)="73"> و ماجرا واقعا وقتی جدی می شود که شما متوجه می شوید که هیچ نشانی از کند شدن روی لبه تیز این ابزارها نیست و ماجرا واقعا وقتی جدی می شود که شما متوجه می شوید که هیچ نشانی از کند شدن روی لبه تیز این ابزارها نیست و ماجرا واقعا وقتی جدی می شود که شما متوجه می شوید که هیچ نشانی از کند شدن روی لبه تیز این ابزارها نیست و ماجرا واقعا وقتی جدی می شود که شما متوجه می شوید که هیچ نشانی از کند شدن روی لبه تیز این ابزارها نیست و ماجرا واقعا وقتی جدی می شود که شما متوجه می شوید که هیچ نشانی از کند شدن روی لبه تیز این ابزارها نیست
(src)="74"> Mõned neist on igal juhul veristamiseks liiga suured
(trg)="74"> و بعضی از آنها حتی بزرگتر از ان هستند که در قصابی حیوانات استفاده شوند . و بعضی از آنها حتی بزرگتر از ان هستند که در قصابی حیوانات استفاده شوند .
(src)="75"> Nende sümmeetria , atraktiivsed materjalid , ja ennekõike täpne meistritöö on lihtsalt ilusad ka tänapäeval .
(trg)="75"> تقارن آنها , زیبایی سنگهایی که در ساخت اینها به کار رفته است و طرز دقیق ساخت آنها تقارن آنها , زیبایی سنگهایی که در ساخت اینها به کار رفته است و طرز دقیق ساخت آنها تقارن آنها , زیبایی سنگهایی که در ساخت اینها به کار رفته است و طرز دقیق ساخت آنها به سادگی حتی امروزه هم به چشم ما زیبا میایند . به سادگی حتی امروزه هم به چشم ما زیبا میایند .
(src)="76.1"> Seega , mis olid need iidsed ...
(src)="76.2"> Need riistad on iidsed , nad on võõrad , kuid samal ajal ka kuidagi tuttavad .
(trg)="76"> خوب این اشیای باستانی چه چیزدیگه ای میتونستند باشد البته اونها باستانی اند , به گونه ای حتی غریبه اند , ولی همزمان میتوان گفت آنها به چشم ما آشنا نیز هستند .
(src)="77"> Milleks neid kasutati ?
(trg)="77"> پس این مصنوعات برای چه ساخته شده اند ؟
(src)="78"> Parim vastus sellele on see , et need olidki varaseimad kunstiteosed , praktilised tööriistad , mis muudeti haaravateks esteetilisteks objektideks , millel on elegantne kuju ja osav teostus .
(trg)="78"> بهترین جواب ممکن این است که آنها به معنای واقعی کلمه آنها اولین آثار هنری شناخته شده ، ابزار عملی که تبدیل شده به اشیاء زیبایی ، ابزار عملی که تبدیل شده به اشیاء زیبایی ، که هم بخاطر داشتن شلکی زیبا و هم برای نشان دادن ذوق هنری و مهارت خود فرد مورد تحسین هستند . که هم بخاطر داشتن شلکی زیبا و هم برای نشان دادن ذوق هنری و مهارت خود فرد مورد تحسین هستند .
(src)="79.1"> Käsikirved märgivad inimajaloos evolutsioonilist edasiminekut .
(src)="79.2"> Tööriistad hakkasid toimima darvinistliku hea seisundi signaalina , mis täitsid sama funktsiooni nagu paabulinnu saba , kuid erinevalt karvadest või sulgedest on käsikirved teadlikult ja targalt meisterdatud .
(trg)="79"> تبر سنگیها نشانه یک پیشرفت فرگشتی در تاریخ بشرند -- تبر سنگیها نشانه یک پیشرفت فرگشتی در تاریخ بشرند -- ابزارهایی که نمودار قدرت بشر بوده اند به گفته داروین سیگنالهای توانمندی بوده اند -- که به نوعی مثل دم طاووس عمل می کنند که به نوعی مثل دم طاووس عمل می کنند که به نوعی مثل دم طاووس عمل می کنند با این تفاوت که بر خلاف دم طاووس اینها آگاهانه و هدفمندانه ساخته شده اند با این تفاوت که بر خلاف دم طاووس اینها آگاهانه و هدفمندانه ساخته شده اند با این تفاوت که بر خلاف دم طاووس اینها آگاهانه و هدفمندانه ساخته شده اند
(src)="80"> Arukalt tehtud käsikirved näitasid ihaldusväärseid isiksuseomadusi : intelligentsi , käelisi oskusi , planeerimisoskust , kohusetundlikkust ja vahel ka haruldaste materjalide omamist .
(trg)="80"> تبر سنگی ای که به دقت ساخته شده باشد نشان دهنده کیفیت مطلوب و هوش و توانمندی و دقت و توان طراحی و دسترسی به منابع کمیاب سازنده است تبر سنگی ای که به دقت ساخته شده باشد نشان دهنده کیفیت مطلوب و هوش و توانمندی و دقت و توان طراحی و دسترسی به منابع کمیاب سازنده است تبر سنگی ای که به دقت ساخته شده باشد نشان دهنده کیفیت مطلوب و هوش و توانمندی و دقت و توان طراحی و دسترسی به منابع کمیاب سازنده است تبر سنگی ای که به دقت ساخته شده باشد نشان دهنده کیفیت مطلوب و هوش و توانمندی و دقت و توان طراحی و دسترسی به منابع کمیاب سازنده است تبر سنگی ای که به دقت ساخته شده باشد نشان دهنده کیفیت مطلوب و هوش و توانمندی و دقت و توان طراحی و دسترسی به منابع کمیاب سازنده است تبر سنگی ای که به دقت ساخته شده باشد نشان دهنده کیفیت مطلوب و هوش و توانمندی و دقت و توان طراحی و دسترسی به منابع کمیاب سازنده است
(src)="81"> Üle kümnete tuhandete põlvkondade tõstsid need oskused staatust neil , kes neid väljendasid ja said soo jätkamisel eelise vähem osavate ees .
(trg)="81"> بیش از ده ها هزار نسل ، چنین مهارت هایی موجب بهبود جایگاه چنین مهارت هایی موجب بهبود جایگاه کسانی شد که آنها را انجام دادند و یک منفعت افزون بر آن را در مقابل بقیه افراد به دست آوردند .
(src)="82"> See on küll vana ütlus , aga tundub toimivat : " Äkki tuled mu koopasse ja ma näitan sulle oma käsikirveid ? "
(trg)="82"> میدونید , با اینکه دیگه خیلی تکراری شده ولی ثابت شده که هنوز هم این جمله خیلی موثره : میدونید , با اینکه دیگه خیلی تکراری شده ولی ثابت شده که هنوز هم این جمله خیلی موثره : " چرا یه سر به غار من نمیای تا من تبر سنگی جدیدمو بهت نشون بدم . "
(src)="83"> ( Naer ) Kuigi loomulikult on seejuures huvitav , et me ei saa olla kindlad , kuidas see idee edastati , sest Homo erectusel , kes need esemed tegi , ei olnud keelt .
(trg)="83"> ( خنده ) " چرا یه سر به غار من نمیای تا من تبر سنگی جدیدمو بهت نشون بدم . " ( خنده ) البته جالبه که بدونید ما هنوز نمیدونیم در اون زمان این ایده چطور منتقل شده البته جالبه که بدونید ما هنوز نمیدونیم در اون زمان این ایده چطور منتقل شده چراکه هومو ارکتوس ها که این اشیا رو میساختند ارتباط کلامی با هم نداشتند . چراکه هومو ارکتوس ها که این اشیا رو میساختند ارتباط کلامی با هم نداشتند . چراکه هومو ارکتوس ها که این اشیا رو میساختند ارتباط کلامی با هم نداشتند .
(src)="84"> Seda on raske mõista , aga see on hämmastav fakt .
(trg)="84"> درکش سخته ولی این یه حقیقت غیر قابل انکاره . درکش سخته ولی این یه حقیقت غیر قابل انکاره .
(src)="85"> Need esemed tegi hominiidi eellane , Homo erectus või Homo ergaster , umbes 50-100 000 aastat enne keele teket .
(trg)="85"> این شی توسط اجداد ما هومو ارکتوس یا هومو ارگاستر حدود 50 تا 100 هزار سال قبل از ارتباط کلامی ساخته شده اند . این شی توسط اجداد ما هومو ارکتوس یا هومو ارگاستر حدود 50 تا 100 هزار سال قبل از ارتباط کلامی ساخته شده اند . این شی توسط اجداد ما هومو ارکتوس یا هومو ارگاستر حدود 50 تا 100 هزار سال قبل از ارتباط کلامی ساخته شده اند . این شی توسط اجداد ما هومو ارکتوس یا هومو ارگاستر حدود 50 تا 100 هزار سال قبل از ارتباط کلامی ساخته شده اند . این شی توسط اجداد ما هومو ارکتوس یا هومو ارگاستر حدود 50 تا 100 هزار سال قبل از ارتباط کلامی ساخته شده اند .
(src)="86"> Ulatudes üle miljonite aastate , on käsikirved üks vanimaid kunstilisi traditsioone inimkonna ajaloos .
(trg)="86"> و با ادامه یافتن آن بیش از یک میلیون سال , سنت ساخت تبر سنگی طولانی ترین سنت هنری در تاریخ بشریت است . و با ادامه یافتن آن بیش از یک میلیون سال , سنت ساخت تبر سنگی طولانی ترین سنت هنری در تاریخ بشریت است . و با ادامه یافتن آن بیش از یک میلیون سال , سنت ساخت تبر سنگی طولانی ترین سنت هنری در تاریخ بشریت است . و با ادامه یافتن آن بیش از یک میلیون سال , سنت ساخت تبر سنگی طولانی ترین سنت هنری در تاریخ بشریت است .
(src)="87.1"> Käsikirve eepose lõpuks oli Homo sapiens , nagu neid siis kutsuti , leidlik leidmaks uusi viise lõbustamiseks ja vaimustamiseks .
(src)="87.2"> Ehk kasutati naljade rääkimist , jutuvestmist , tantsu või soenguid .
(trg)="87"> پس از پایان دوره تبر سنگی , هومو ساپینس ها -- که بعدا به این نام خوانده شدند , -- مدام در پی یافتن راههایی بوده اند که یکدیگر را سرگرم و یا هیجان زده کنند توسط جوک گفتن , داستان سرایی , رقص یا آرایش مو .
(src)="88"> Jah , soenguid , ma olen kindel .
(trg)="88"> بله , مو آرایی -- من روی این تاکید میکنم .
(src)="89"> Nüüdisajal ollakse oskuslikud kujuteldavate maailmade loomises kirjanduses ja filmides ning emotsioonide väljendamises muusika , maalimise ja tantsuga .
(trg)="89"> برای ما ادمای مدرن , تکنیک های پیش رفته برای ایجاد دنیایی خیالی در داستان یا فیلم استفاده می شود برای ما ادمای مدرن , تکنیک های پیش رفته برای ایجاد دنیایی خیالی در داستان یا فیلم استفاده می شود برای ما ادمای مدرن , تکنیک های پیش رفته برای ایجاد دنیایی خیالی در داستان یا فیلم استفاده می شود برای ما ادمای مدرن , تکنیک های پیش رفته برای ایجاد دنیایی خیالی در داستان یا فیلم استفاده می شود و برای بیان احساسات عمیق ما موزیک , نقاشی و رقص را استفاده می کنیم . و برای بیان احساسات عمیق ما موزیک , نقاشی و رقص را استفاده می کنیم .
(src)="90"> Kuid siiski on fundamentaalne omadus , mis on säilinud eelajaloolisest esteetilisest soovist : me leiame ilu oskuslikes esitlustes .
(trg)="90"> ولی هنوز , یک ویژگی اساسی از شخصیت اجدادی ما درنیازهای زیبایی شناسی ما وجود دارد : ولی هنوز , یک ویژگی اساسی از شخصیت اجدادی ما درنیازهای زیبایی شناسی ما وجود دارد : ولی هنوز , یک ویژگی اساسی از شخصیت اجدادی ما درنیازهای زیبایی شناسی ما وجود دارد : ولی هنوز , یک ویژگی اساسی از شخصیت اجدادی ما درنیازهای زیبایی شناسی ما وجود دارد : زیبایی که ما در اجراهای هنرمندانه می یابیم . زیبایی که ما در اجراهای هنرمندانه می یابیم .
(src)="91"> Lascaux , Louvre või Carnegie Hall - inimolenditel on püsiv sünnipärane tõmme oskusliku kunsti esituse poole .
(trg)="91"> از Lascaux تا لوور تا سالن کارنگی , از Lascaux تا لوور تا سالن کارنگی , بشر یک ذائقه ذاتی همیشگی برای اجراهای مختلف هنری دارد بشر یک ذائقه ذاتی همیشگی برای اجراهای مختلف هنری دارد بشر یک ذائقه ذاتی همیشگی برای اجراهای مختلف هنری دارد
(src)="92"> Me leiame ilu asjades , mis on hästi tehtud .
(trg)="92"> ما چیزی یا کاری که به خوبی انجام شده باشد را زیبا می بینیم ما چیزی یا کاری که به خوبی انجام شده باشد را زیبا می بینیم
(src)="93"> Järgmine kord , kui möödute ehtepoe aknast ja vaatate kaunilt lõigatud pisarakujulist vääriskivi , ärge arvake , et vaid teie kultuur ütleb teile , et see sädelev juveel on ilus .
(trg)="93"> پس وقتی اینبار از جلو یک جواهر فروشی رد شدید که برشهای زیبای نگینهای برش خورده به شکل قطره اشک رو به نمایش گذاشته که برشهای زیبای نگینهای برش خورده به شکل قطره اشک رو به نمایش گذاشته خیلی مطمین نباشید که این در واقع این فرهنگ شما است که میگوید این جواهرها زیبا هستند خیلی مطمین نباشید که این در واقع این فرهنگ شما است که میگوید این جواهرها زیبا هستند خیلی مطمین نباشید که این در واقع این فرهنگ شما است که میگوید این جواهرها زیبا هستند
(src)="94"> Teie kauged eellased armastasid seda kuju ja pidasid selle tahumise oskust ilusaks isegi enne , kui suutsid seda sõnadesse panna .
(trg)="94"> اجداد دور تو این فرم برش سنگ ها را دوست داشتند و زیبایی را در مهارت ساخت آن قطعه یافته اند , حتی قبل از اینکه بتوانند عشق خودشون رو در قالب کلمات بیان کنند .
(src)="95"> Kas ilu on tõesti vaataja silmades ?
(trg)="95"> ایا زیبایی در چشم بیننده آن است ؟
(src)="96"> Ei , see on sügaval me teadvuses .
(trg)="96"> نه , بلکه در عمق ذهن شماست
(src)="97"> See on kingitus , mis on pärandatud oskuste ja rikaste emotsioonide kaudu meie kõige kaugematelt eellastelt .
(trg)="97"> این یک هدیه است , که به ما از سوی دستان ماهر و ذهن هوشمند و زندگیهای سرشار از احساس قدیمیترین اجداد ما اهدا شده این یک هدیه است , که به ما از سوی دستان ماهر و ذهن هوشمند و زندگیهای سرشار از احساس قدیمیترین اجداد ما اهدا شده این یک هدیه است , که به ما از سوی دستان ماهر و ذهن هوشمند و زندگیهای سرشار از احساس قدیمیترین اجداد ما اهدا شده
(src)="98"> Meie tugevad reaktsioonid piltidele , kunstis väljendatud emotsioonidele , muusika ilule ja öötaevale on meiega ja ka meie järglastega sama kaua kuni inimrass eksisteerib .
(trg)="98"> واکنش قوی ما نسبت به عکسها و تابلوها نسبت به احساسات موجود در هنر و نسبت به موزیک و به آسمان شب با ما خواهد بود تا زمانی که نوع بشر وجود داشته باشد .
(src)="99"> Aitäh .
(trg)="99"> با سپاس از شما
(src)="100"> ( Aplaus )
(trg)="100"> ( تشویق )
# et/ted2020-1013.xml.gz
# fa/ted2020-1013.xml.gz