# aa/SgQfF2g10JVg.xml.gz
# hai/SgQfF2g10JVg.xml.gz
(src)="1"> من مشغول انجام یه سری تغییرات بودم دیگه آخرای کار روزانه بود میخواستیم بریم خونه رییس در زد و اومد تو گفت یه خبری براتون دارم باید برنامه ریزی کنیم برای تاون هال یازده همین الان باید شروع کنیم من پرسیدم چقدر خرج آپ کردنش هست ؟ اونم فقط یه لبخند زد شونزده میلیون گولد و یک ماه زمان واقعا ؟
(trg)="1"> Hey ihr da , weg hier , mein Parkplatz
(trg)="2"> Weg da wird 's bald
(trg)="3"> Wir haben uns angeschaut und gedacht
(src)="2"> واقعا ؟ قهوه م از دهنم ریخت بیرون
(trg)="8"> Maserati ... wie kann man so eine Schrott Schüssel fahren
(src)="3"> حالا فکرشو بکن همه توی اتاق داشتنن میخندیدن رییس گفت گفت میتونن برن گولد یک اونجا بهتره اتک بارچ بزنن و بیان بالا با 1600 تا اتک گولدش در میاد چند ماه همه رو مشغول میکنه
(trg)="9"> er hat sich gefühlt wie Bill Gates ...
(trg)="10"> Winnetouh und George Clooney zusammen ohne Scheiß ... und dann ist er die Treppen hoch gelaufen mit seinem süßen Hund an der Leine aber dieses hässliche Auto ...
(trg)="11"> und wie er angezogen war sowas hast du noch nicht gesehen und dazu dieses Auto
(src)="4"> واقعا ؟ تازه بهتر هم میشه هیروها رو میبریم تا لول پنجاه
(trg)="13"> Maserati ... und dann kam noch seine Alte
(trg)="14"> die sah aus wie aus einem Modeagazin oh man beiden