ايست! تندتر!
哇!


حالا بزن به چاک!
快滚!

بسيار خب، من ميرم، اگه دلت اين جور مي خواد.
好吧,我走了,如果你这么想的话。

اما مثل يه نجيب زاده از اينجا ميرم. همگي، ساکت!
但我会像个绅士一样离开。

خانم ها و آقايان، لطفا، توجه کنين!
安静,大家! 女士们,先生们,请注意!

شما دارين براي آخرين بار به آقاي تورنتونِ‌ خوش قيافه ي گشاده رو نگاه مي کنين.
你就要最后看一眼桑顿先生英俊的笑脸了。

پس نهايت استفاده رو بکنين، آب زيرکاه ها! اما، به عنوان آخرين ژست ديوانه وار...
所以好好享受吧,你们这些黄鼠狼!

آقاي تورنتون از همه تون مي خواد که برين جلوي بار و يه مشروب باهاش بنوشين!
但是,作为最后的疯狂举动,桑顿先生希望你们都到吧台去和他喝一杯!

آماده اين؟
你准备好了吗?

بياين بريم!
我们走吧!

همگي، پيش به سوي بار!
大家到酒吧去!

بفرماييد! سلام، تکس.
你就在那里!

سلام، رفيق.
你好,伙计。

بچه ها بهم ميگن قصد داري بري خونه.
孩子们告诉我你要回家了。

قايق فردا رو گرفتيم.
赶上明天的船。

خب، آرزوي موفقيت برات کاربردي نداره.
祝你好运也没用。

حدس مي زنم به مقدار زياد داشتي.
我想你已经吃得够多了。

خيابون ميشيگان تو يه بعدازظهر گرم رو بهم بده... و تو مي توني همه ي گرد و غبار زرد اين طرف سياتل رو داشته باشي.
炎热的下午,在密歇根大道上,你可以看到西雅图这一边的黄沙。

حدس مي زنم همه مون مثل هم احساس مي کنيم، بچه.
我想我们都有同感,孩子。

انگار هر کي تو دنيا دلش براي خونه تنگ شده اومده اينجا.
似乎全世界想家的人都到这里来了。

اين رو برام کنار بذار.
帮我把这个收起来。

خسته م کرد.
我累坏了。

حتما. به کسايي که ممکنه براشون مهم باشه: سه نفر در حال تلاش براي باز کردن اين، کشته شدن.
确定的事情。

-اه، اون ها يه جورايي مخالفت بودن .
-他们一直在和你对着干

-آره، اوه، ممنون .
-是的。 哦,谢谢。

چند تا بسته بيشتر بهمون بده.
再给我们几摞。

اينجا همون جاييه که مايلم کرايه ي برگشتم به سياتل رو دربيارم.
我想在这里赚回西雅图的车费。

بفرماييد. گفته بودم سياتل؟
你就在那里。

بهتره بي خيال بشي رفيق، وقتي هنوز قيمت بيل و کلنگ رو داري.
趁你还有钱买锄头和铲子,赶紧辞职吧,伙计。

چي شده؟
有什么事吗?

مي خواي قبرت رو بِکَني؟
你想要挖坟墓?

يالا، چند تا حرکت بهمون بده! دارم مي خرم!
给我们一些行动!

خب، صندلي داغ سرد شد، نه؟
好吧,热座位变冷了,是吧?

دفعه بعد بهتره شانس بياري، رفيق.
祝你下次好运,伙计。

آره، من هم اميدوارم.
是的,我希望如此。

خب، به اميد ديدار، رفيق.
好了,再见,伙计们。

-به اميد ديدار . -به اميد ديدار، رفيق .
——再见。

راس، معده م مي خواد بدونه اعتبارم چطوره؟
拉斯,我的胃想知道我的信誉如何。

خب، اگه معده ت به خوبي اعتبارت باشه... تو صد سال عمر مي کني.
如果你的胃和你的信誉一样好,你会活到100岁。

تا حالا درباره پدربزرگم بهت گفته بودم؟
谢谢。 我跟你说过我爷爷的事吗?

اون وقتي مُرد 106 سالش بود.
死于106岁。

-چي باعث شد جوونيش قطع بشه؟ -مشروب خوري رو كنار گذاشت .
-什么打断了他的青春?

پس اون ها پاکِت کردن، نه؟
他们把你洗劫一空了,是吗?

کار سختيه.
这是一个很难回答的问题。

اه، خيلي بيشتر از اون چيزي که فکر کني. چي شده آقاي تورنتون؟
啊,还有很多呢。

از وقتي پولدار شدين با رفيق هاتون حرف نمي زنين؟
你有钱后就不和你的朋友们说话了吗?

بَه، سلام، کوتوله!
嗯,你好,矮子!

چطوري؟
你怎么样?

-يه مشروب بزن .
-服用兴奋剂。

-ممنون .
——谢谢。