پسر,در حال تماشاي آخرين غروبش بود پيش از اينکه به سفر بسيار بسيار درازي برود
這個男孩... 他已經最後一次看到大本城的日出... 在他踏上很長很長的旅途之前
مادر.ميلدرد قول داده به محض اينکه اوضاعم روبراه بشه بياد به شهر و با من ازدواج کنه
媽媽,蜜德莉已經答應來到城市 和跟我結婚... 一旦我成功的時候
هارولد.اگه شکست بخوري قلبم مي شکنه
喔,哈洛,如果你失敗的話 我是會心碎的
مطمئنم که فقط خبرهاي خوب برات خواهم داشت
...我知道,我會得到你的好消息的
:بعد از گذشت چند ماه جيبهاي پسر همچنان خالي بود
在幾個月之後... 立普比爾,這個男孩的夥伴... 他們的錢包...
جواهر بدون زنجير به چه درد مي خوره؟
沒有項鏈的寶石有什麼用...
اون که نمي تونه ببنددش
她又不能縫上去
مي دونم بيل خيال دارم با اولين پولي که گيرم بياد براش يه زنجير بگيرم
我知道,比爾 當我能積蓄到第一筆錢的時候 我就會得到項鏈的
مي دوني رفيق.اون بايد خيال کنه آدم موفقي هستم تا وقتي که واقعا آدم موفقي بشم
喔,夥伴 她必須相信我是成功的... 直到我真正成功
اگه صفحه هاي بيشتري درکار باشه مي تونيم براش يه زنجير هم بخريم
如果我們有更多唱片 我就可以也得到項鏈
اجاره رو تا ساعت 14: 00 بايد بپردازيد آخرين اخطار
"兩周房租 14元 最後通知"
روزهاي خاصي از هفته بود که دختر مطمئن بود نامه اي از پسر دريافت مي کند اين روزها عبارت بود از شنبه,يکشنبه,دوشنبه,سه شنبه,چهار شنبه پنجشنبه و جمعه
每週有幾天她都能收到他的來信 那是星期一、星期二、星期三 星期四、星期五、星期六和星期日
پسر هميشه زود سر کارش حاضر ميشد حتي اگه واقعا هم مقامي داشت نمي تونست بيشتر از اين بهش اهميت بده
這個男孩總是早到 他非常關心他的工作... 就好像他已經得到個職位一樣
صبحها زودتر سرکارت حاضر باش تا رئيس جمهور بشي يا نگهبان شب
繼續每天早上更早到吧,孩子 你就會成為總裁... 或是夜間警衛
اون نيم ساعت براي پسر مثل يک سال گذشت
這個男孩在這三十分鐘之內 真是度日如年
هي تو!
嘿,你!
همه اش تقصير تو بود اگه تا ده دقيقه ديگه برم نگردوني اخراج ميشم
都是你的錯! 如果你沒在十分鐘之內送我回去 我就會丟掉工作
مطمئن نيستم ساعتم خوابيده
我不知道,我的表停了
همين گوشه نگهدار
請在下一個街角停車
بايد خوش شانس باشي که براي اين اخراج نشي
如果你沒因此被解雇 你就會是幸運的!
آقاي استابز بازرس ارشد فروشگاه که در کارش فوق العاده جدي و دقيقه
史塔柏先生,鋪面巡視主管 肌肉僵硬... 由於讚美他自己
شنبه ها دوتا اتفاق مي افته کار,نيمه وقت ميشه و حقوق ها پرداخت ميشه
星期六帶來兩個大事件... 半天假日和薪水袋
يکشنبه فروشگاه ساعت 1 تعطيل ميشود
"商店在星期六一點鐘關門"
فکر کنم همون الگوي اولي رو بيشتر دوست داشتم
我想我最喜歡 你給我看的第一種式樣
نه.فقط يه نمونه کوچک
不... 不...
تو جيم تيلور همشهري خودم نيستي؟
這不是大本城的吉姆泰勒嗎? !
اي حقه باز!
你這個老無賴!
اين دنيا چقدر کوچکه
你怎麼來到這裏...
حسابي تعجب مي کني اگه ببيني چقدر با پليسها رفيقم مي تونم هر شوخي دلم خواست باهاشون بکنم
比爾,你會很驚訝我將對員警做的事 我可以對他做任何事 而且會安然無恙
بهت ثابت مي کنم من پشت سرش زانو مي زنم.تو بهش تنه بزن و بعدش ببين من چطوري جوابش رو ميدم
我會證明給你看 我會跪在他背後... 而你把他向後推倒 然後看我把事情擺平
تاوان اين کارت رو پس ميدي هر وقت گيرت بيارم حسابت رو مي رسم
你會因此被關的! 當我再看到你,我就會逮捕你!
اين که چيزي نيست.من مي تونم از يه ساختمون شصت طبقه هم بالا برم
呸,你沒見過世面... 我可以爬上十六層樓高...
ناهار معمولي: 50 سنت
"樣品 商人的午餐,50分錢"
حراج زنجيرهاي پلاتينيوم فقط امروز نصف قيمت
"白金寶石項鏈 1/2折扣,只限今天"
زنجير عاشقانه پانزده دلار و پنجاه سنت
"寶石項鏈,15.50元"
مستقيما از طرف جواهرفروشي سيلوريان و پسران
直接來自"蒂芬妮"... 經由"希爾弗斯坦和兒子"
فکر نمي کني توي يه شهر بزرگ و با اين همه پول, يه مرد تنها در معرض خطر بزرگيه؟
你不認為一個年輕人獨自在城市 有那麼多錢很危險嗎?
اگه من جاي تو بودم وقت رو تلف نمي کردم و فوري مي رفتم پيشش
...如果我是你,我不會等待 我會馬上去找他
همينکار رو مي کنم مي خوام غافلگيرش کنم
我就這麼做,我會給他驚喜!
مادر حق داشت و پسر در معرض خطر بزرگي بود
母親的直覺是對的 這個男孩有危險了
نه... ده ! ناک اوت
...8、9、10,出局!
اين يک يارد و نيمه؟
這是一碼半嗎?
اون پنجاه دلاري که روي زمين افتاده مال کيه؟
誰掉了50元鈔票?
برو ظاهرت رو مرتب کن مرد جوون حتما گزارشت رو به مدير کل ميدم
去調整你的衣服,年輕人 我將會把你報告給總經理
بسيار خب آقاي استابز حتما به وضع اون جوون رسيدگي مي کنم
很好,史塔柏先生 我會叫那個年輕人來
اين فوق العاده ترين شهري بود که دختر تاحالا ديده بود
這個女孩曾經見過的最美好城市...
اينو بپيچ خانم عجله داره
請把這件包起來 那位女士在趕時間
من خيلي بهت افتخار مي کنم هارولد تو موقعيت شغلي فوق العاده اي داري
我們非常以你為榮,哈洛 還有你"美好"的職位
من شخصا بايد به همه خريدهايي که توي اين فروشگاه ميشه رسيدگي کنم؟
我必須親自監督 這家公司製造的每件商品嗎?
حالا خوب حواست به من باشه مي خوام طرز درست برخورد با مشتري رو نشونت بدم
現在仔細觀察我 我會說明銷售的正確方式