:يه ضرب المثل قديمي هست که ميگه
昔の人は言っていた


سعي نکن دو کار رو با هم در يک زمان انجام بدي و منتظر باش(عجله نکن) تا هر دو کار رو درست انجام بدي
"二兎を追う者は一兎をも得ず"

اين داستان پسري هست که سعي مي کنه دو تا کار رو با هم در يک زمان انجام بده
しかし この物語の主人公は あえてそれに挑戦した

با اينکه به عنوان يک خدمتکار و آپاراتچي ...در سالن تئاتر شهري کوچک استخدام شده
彼は町の映画館に勤める 映写技師であり

اما درباره ي "نحوه يِ کارآگاه شدن" مطالعه ميکنه
また同時に 探偵修業中の 身でもあった

... ميگم آقاي کارآگاه قبل از اينکه معماها رو حل کني
探偵さんよ! 事件を始末する前に ゴミを始末してくれ

(دختر ماجرا (دختري که پسره عاشقشه
この物語のヒロイン

...پدر اين دختر فرد از کار افتاده ايست بنابراين يه مستخدم مرد گرفته تا در کارها کمکش کنه
暇を持て余す彼女の父親と その使用人

هر بسته يک دلار
"1ドル"

هر بسته سه دلار
"3ドル"

رئيس محله با بازي وارد کِران
町の色男

يه دلار گم کردم
1ドル落ちてなかった?

توصيفش کن
どんなの?

يه دلار گم کردم
1ドルを―

يکي ساعت منو دزديده
時計を盗まれた

قانون دوم : دنبال سرنخ بگرد قانون سوم :
"探偵術その1 全員を疑え"

به نظر ميرسه کشف اين دزدي کار پليسه
警察を呼んだほうが―

من اين مورد رو بر عهده ميگيرم و کارمو با گشتن همه آغاز مي کنم
待ってください 私が捜します

هي... من کسي ام که ساعت رو از دست داده
おい 私は被害者だぞ

چرا خودش رو هم نمي گرديد؟
お前もだろ?

برگه ي وثيقه ساعت و زنجيرش به 4 دلار گرو گذاشته شد
"懐中時計 4ドル"

...متاسفم پسرم اما ديگه دلمون نمي خواد تو اين خونه ببينيمت
悪いが 二度と この家に来ないでくれ

قانون 5 : فرد مظنون را از نزديک زير نظر داشته باشيد
"その5 容疑者を尾行しろ"

به عنوان يه کاراگاه سرتا پا خيس و ضايع شد
ずぶ濡れになった探偵は―

بنابراين برگشت سر شغل ديگه اش تا ببينه ميتونه از پسش بربياد يا نه
もうひとつの仕事場へと戻った

مي توني اون آقايي که اين ساعت رو به گرو گذاشت رو توصيفش کني؟
どんな人だったか 教えてください

:شرکت فيلم سازي وِرونال تقديم مي کند "قلب ها و مرواريد ها"
"心と真珠"

يکي مرواريد ها رو دزديده
誰かが真珠を...

! بدبخت شديم ...داره بهترين کارآگاه زمين رو مياره
まずい 世界一の探偵が 来るぞ!

کارآگاه بزرگ و استاد کشف جرم و جنايت
名探偵― _

شرلوک جونيور
名探偵― シャーロック・ジュニア登場

لازم نيست توضيحي بدي کشف اين دزدي واسم خيلي آسونه
説明はいらない 単純な事件だ

سم
"毒"

معذرت مي خوام قربان، فکر کنم يه چيزي داخل نوشيدني تون هست
失礼 何か妙なものが グラスに...

روز بعد کارآگاه تصميم گرفت به طور کامل اين معما رو حل کنه
翌日 探偵の頭の中で事件は すっかり解決していた

مي خواست هم جاي مرواريد ها و هم دزد رو پيدا کنه، بدون استثنا
ただし 真珠と犯人の発見は まだだった

دستيار کارآگاه، اسمش ژيلته
助手のジレット

يه دوست با ارزش که هميشه تو موقعيت هاي بد حاضر بود
くたびれてはいるが 優秀である

اون يه کارآگاهه وقتي بميره، تو رو پرتت ميکنم اونجا
奴が死ねば 次はお前だ

بهت ميگم الان معشوقه مون کجاست و اونجا منتظر منه
もうひとつ あの娘のことだが―

دختره اونجا انتظار منو ميکشه
お前を待ってるぜ

حواستو جمع کن وگرنه يکي از ما آسيب مي بينه
安全運転で頼むよ

جاده بسته اس
"通行禁止"

فکرشو نمي کردم موفق بشي
なかなかやるじゃないか

(ترمز چهار چرخ)
"四輪駆動"

... پدر منو فرستاد تا بهت بگم ...ما يه اشتباه وحشتناک کرديم
父も私も誤解してたみたい

وقتي آرزو مي كني كه روي ستاره باشي
輝く星に願いをかければ

فرقي نمي كنه كه كي هستي
どんな人の望みでも

هر چي تو قلبت هست برات پيش مي آد
いつの日かきっとかなうはず

اگه در قلبت روياست
いつも夢を追う人なら