Bizitza guzian, ona eta gaitza borrokatzen dira gure baitan.
در هر کدام از ما دو ماهيت در حال جنگند خوب و بد
Batek gaina hartu behar du bainan hautatzeko gaitasuna dugu.
در تمام عمر اين نزاع ادامه دارد و يکي از اين دو بايد پيروز شود
Izan nahi duguna gira.
اما قدرت تصميم در دستان خودمان هست که خواسته ما کدام يک ميباشد ما انتخاب ميکنيم
Henry Jeckyll, medikua idealista eta filantropoa.
جان باريمور در نقش هنري جکيل يک آرمانگرا و خيرخواه در حرفه داروسازي
Jeckyll progresista den bezain kontserbadorea da Richard Lanyon medikua.
دکتر ريچارد لانيون که از لحاظ حرفه اي فرد محافظه کاريه در حاليکه دکتر جکيل داشت پله هاي ترقي رو طي ميکرد چارلز لين
"Erraiten dizut Lanyon, oraindik ez dakigu zientziak zer egiten ahal duen gizakiaren gorputz eta izpirituarekin!"
بهت که گفته بودم، لانيون، ما در ابتداي کشف اين نيستيم که علم چه کاري ميتونه با بدن و ذهن انسان انجام بده
"Ez zait gustatzen.
لعنت بهش، اصلاً از اين کار خوشم نمياد تو داري در مسائل فراطبيعي دخالت ميکني
Poole, etxeko gizon leiala.
پُل، خدمتکار خانواده که به ارباب جوانش خدمت ميکرد
"Zure kontsulten tenorea da."
وقت رفتن به درمانگاه ست، ارباب
"Zientziaren alde onean egon zaitez, Jeckyll."
برو دنبال علوم مثبت، جکيل
"Eta, ez duzu Georges Carew-ren afaria ahantziko sarri?"
و قرار شام در منزل آقاي جورج کارو رو هم فراموش نکنيد
Jeckyll–ek diruztatu duen dispensarioa, pobreenei laguntza emateko.
درمانگاه عمومي، که توسط دکتر جکيل با هزينه خودش براي درمان فقرا اداره ميشه درمانگاه عمومي، که توسط دکتر جکيل با هزينه خودش براي درمان فقرا اداره ميشه
George Carew, miseria eta sufrikarioari ihes egiten.
آقاي جورج کارو تا جايي امکان داشت از مردم بدبخت و رنج ديده فاصله ميگرفت براندون هارست آقاي جورج کارو تا جايي امکان داشت از مردم بدبخت و رنج ديده فاصله ميگرفت براندون هارست
Zer gertatu zaio X-ko Dukeari?
چه اتفاقي براي بينايي دوک "ايکس" سالخورده افتاده است؟
Bista galtzen ari ote da?
يا اينکه او عمداً رابطه بين عروس سبک رفتارش و لرد "سي" جوان جذاب را ناديده ميگيرد؟
Agian nahita ari al da ezikusiarena egiten... lagunak egin direlarik bere emaztegai alai eta friboloa, eta Lord C gaztea?
يا اينکه او عمداً رابطه بين عروس سبک رفتارش و لرد "سي" جوان جذاب را ناديده ميگيرد؟
Bere alaba, Millicent, zeina aitak hezi izan duen, ...babestutako inozentzia batean.
دخترش، ميليسنت، که پدرش او را در ناز و نعمت بزرگ کرده است مارتا مانسفيلد دخترش، ميليسنت، که پدرش او را در ناز و نعمت بزرگ کرده است مارتا مانسفيلد
"Jekyll doktorearenak dira"
اينها از طرف دکتر جکيل هستند
John Utterson jauna.
آقاي جان اترسون
"Azken aldi honetan jakin duzu ezer Jekyll doktoreari buruz?"
اين اواخر دکتر جکيل رو نديديد؟
"Laborategia dela, edo txiroentzako lana dela...
بجز کارهاي آزمايشگاهي و کمک به فقرا جکيل وقتي براي دوستهاش نمي گذارد بجز کارهاي آزمايشگاهي و کمک به فقرا جکيل وقتي براي دوستهاش نمي گذارد
Jekyllek ez dauka denbora askorik bere lagunentzat." "Baina ez al da zoragarria bere bizitzan hainbeste besteei eskaintzea?
اما اين بزرگمنشي اون نيست که اين همه از وقتش رو صرف بقيه ميکنه؟
"Eraman hau George Carew jaunari".
اين رو سريع به آقاي جورج کارو برسون
"Lady Camden anderea, zu bezalako emazte eder bat paradisua da begientzat bainan infernua arimarentzat."
بانو کَمدن عزيز، زن زيبايي مثل شما براي چشمان ما نعمت است و براي قلبان عذاب بانو کَمدن عزيز، زن زيبايي مثل شما براي چشمان ما نعمت است و براي قلبان عذاب
"Jeckyll Medikuak sentitzen du afarira ez garaiz iritsi izana.
متاسفانه دکتر جکيل به شام نميرسند قرار بعداً به ما ملحق بشند متاسفانه دکتر جکيل به شام نميرسند قرار بعداً به ما ملحق بشند
Edward Enfield Jauna
آقاي ادوارد اِنفيلد
Arnoa iristean emazteak badoaz.
زماني که جامها پر بودند و خانمها بيرون
"Jeckyll hori bitxia zait.
از اين يارو جکيل بيزارم هيچ آدمي نميتونه اينقدر خوب باشه
"Benetan George, Londreseko saindua da.
خاطر جمع باشيد، آقاي جورج، اون نقش آنتوني مقدس براي شهر لندن رو داره
Pario bat galtzeagatik badakit."
اينو ميدونم چون يه بار بخاطر اين موضوع، يه شرط رو باختم
"Henry Jeckyll ezagutzen dudan pertsona onena da, nahiz eta zientziari buruz desadostasun osoan izan."
هنري جکيل بهترين مرديه که ميشناسم اگرچه روي مسائل علمي اختلاف نظر داريم
"Besteei hainbeste emanez ez ote duzu zure bizia bazterrean ezartzen, Jeckyll?"
جکيل، اينجوري که وقتت رو به بقيه اختصاص ميدي فکر نميکني که زندگي خودت رو داري تباه ميکني؟
"Gure nortasuna ez dea garatzen besteak zerbitzatuz George?"
مگه اينطور نيست که با خدمت به ديگران انسان خودش رو پرورش ميده، آقاي جورج؟
"Zein nortasun?
کي نفع ميبره؟
Pertsona batek bi ditu, bi esku dituen bezala.
هر انساني دو دست دارد
Eskuina naizelako, ez nuke sekulan ezkerra erabili beharko?"
چون از دست راستم استفاده ميکنم پس دست چپم کاربردي ندارد؟
"Pertsona azkar batek ez dio deusi beldurrik.
انسان قدرتمند از چيزي نمي هراسد اين انسان ضعيف است که از تجربه کردن مي هراسد
"Jendeak ezin du bere alde basatia suntsitu.
يک انسان نميتواند خوي وحشي درونش رو با انکار کردنش، نابود کند
Tentazioari aurre egiteko manera bakarra, men egitea da."
تنها راه رهايي از يک وسوسه تسليم شدن در برابر آن است
"Gaztea zira, gozatzeko baliatu behar zenuke.
با اين انرژي جواني که داري بايد همانند من زندگي کني چه دوراني داشتم
Nire oroitzapenak ditut, nire adina ukanen duzularik zer geldituko zaizu zuri?"
به سن من که رسيدي چه ميراثي خواهي داشت؟
Londreseko Club batean.
در يکي از تالارهاي لندن
"Egon isilik.
خفه خون بگيريد مزاحم آواز خوندن هستيد
"Jaun andereak, utz nazazue aurkezten Italiako dantzari ospetsua.
خانمها و آقايان، اين شما و اين رقصنده معروف ايتاليايي، دوشيزه جينا
Txalo beroak Miss Ginarentzat!"
خانمها و آقايان، اين شما و اين رقصنده معروف ايتاليايي، دوشيزه جينا
Gina, bakarrik, bere munduaren parean.
جينا، کسي که تنهايي با مشکلاتش درگير بود "نيتا نالدي"
Bere teoria irudikatzeko, Sir George-ek Jeckyll medikua leku horretara eraman du.
اينجا مکاني بود که آقاي جورج به دکتر جکيل پيشنهاد داد تا منظورش رو از مشاجره اون شب نشون بده
"Zer gertatzen da...
موضوع چيه؟ ميترسي وسوسه بشي؟
Lehen aldikoz, Jeckylek bere animalia naturaz kontzientzia hartzen du.
براي اولين بار در زندگيش، دکتر جکيل يکي از حس هاي ذاتيش بيدار شد براي اولين بار در زندگيش، دکتر جکيل يکي از حس هاي ذاتيش بيدار شد
"Sir George-ek ez du gauza handirik gutietsi bere bizian."
آقاي جورج در زندگيش از هيچ چيز غافل نبوده