Previously on "The Blacklist"...
آنچه گذشت...
- You want to call your daddy?
-میخوای به بابات زنگ بزنی؟
- Yeah, I want to tell him I'm okay.
-آره، میخوام بهش بگم حالم خوبه .
Lizzy... Be careful of your husband.
"لیزی" مراقب شوهرت باش.
I can only lead you to the truth.
من فقط میتونم به سمت حقیقت راهنماییت کنم.
I can't make you believe it.
نمیتونم کاری کنم که باورت بشه.
She's calling herself Jolene Parker.
خودشو "جولین پارکر" معرفی میکنه.
Elizabeth Keen is not your wife, she's your target.
"الیزابت کین" همسرت نیست، هدفته.
You have been threatening to tell me the truth about my husband since the day we met, and I'm ready to listen.
از روزی که همدیگرو دیدیم... داری تهدیدم میکنی که حقیقت رو در مورد شوهرم میگی... و حالا آمادهام که گوش کنم.
Right now, the only thing that matters is the immediate threat...
در حال حاضر، تنها چیزی که اهمیت داره... تهدیدی از طرف شوهرته...
Finding out who he is and who he works for.
فهمیدن اینکه کی هست و برای کی کار میکنه.
The rest will come.
بقیهاش رو بعدا میفهمیم.
چی شد؟
چه مشکلی پیش اومد؟ ازش دور شین! -چی شده؟
-
برو!
Asset on board. En route.
محموله منتقل شده، در راهیم.
12 cc epinephrine.
دوازده سیسی اپینفرین.
برو، برو!
- 45 seconds.
عجله کنید! چهلوپنج ثانیه.
-
برید کنار. -مشکل چیه؟ -ایست .
ببین، اون چیه؟
-
داری دنبال چی میگردی؟ بله. بیا بیرون.
در رو باز کن.
We need more adrenaline.
به آدرنالین بیشتری نیاز داریم.
Cover her mouth.
جلوی دهنش رو بگیر.
It's okay. It's okay. It's okay.
چیزی نیست، چیزی نیست.
You're okay.
حالت خوب میشه.
You're okay. Rest.
حالت خوب میشه، استراحت کن.
You'll be in America by morning.
تا صبح میرسی آمریکا.
We're taking you to Washington, D.C.
به واشنگتن دیسی میبریمت.
Do you know where the prisoner was transported to?
میدونی که زندانی کجا قرار بود منتقل بشه؟
Uh, Washington.
واشنگتن.
Yes, we'll take care of it.
باشه ترتیبش رو میدیم.
-
حذبالله بود... باید منتظر بمونند... داریم برمیگردیم واشنگتن.
Since when did Jolene Parker's case go from missing person to murder investigation?
از کی پرونده "جولین پارکر"... از مورد مفقودی به تحقیقات قتل تبدیل شده؟
- And have you seen my keys?
-و تو کلیدهای منو ندیدی؟
- It's crazy, right?
-دیوانگیه، مگه نه؟
Yeah, what, uh... What happened?
آره، چی شده؟
The police say they have a person of interest.
پلیس میگه که یه مظنون دارند.
Really? Who is it?
واقعا؟
What do they...
کی؟
What do they know?
چقدر میدونن؟
Isn't it possible that she just left town like she said?
امکانش نیست که همونطور که گفته بود شهر رو ترک کرده باشه؟
Moved to Dayton?
رفته باشه به "دیتون"؟
They found blood... Matches hers.
خونی رو پیدا کردن که متعلق به اون بوده.
You see this stuff every day...
تو هر روز اینجور چیزها رو میبینی. .
You know, people getting hurt and killed... and... I don't.
مردم صدمه میبینند و کشته میشن و من دوست ندارم.
It freaks me out.
منو میترسونه.
Just the thought of that happening to you, you know...
این فکر که برای تو اتفاقی بیافته، میدونی...
Just promise me you're as careful as you can be when you're at work.
فقط بهم قول بده وقتی که سرکاری... که تا جایی که میتونی مراقب باشی.