سابقا في "القائمة السوداء"...
آنچه گذشت...


-هل ترغبين في الإتصال بوالدك؟
-می‌خوای به بابات زنگ بزنی؟

-نعم، أريد إخباره أنني بخير .
-آره، می‌خوام بهش بگم حالم خوبه .

(ليزي)... احذري من زوجك.
"لیزی" مراقب شوهرت باش.

لا أستطيع سوى توجيهك نحو الحقيقة
من فقط می‌تونم به سمت حقیقت راهنمایی‌ت کنم.

لا أستطيع جعلك تصدقينها.
نمی‌تونم کاری کنم که باورت بشه.

إنها تسمي نفسها (جولين باركر).
خودشو "جولین پارکر" معرفی می‌کنه.

(إيليزابيث كين) ليست زوجتك، إنها هدف مهمتك.
"الیزابت کین" همسرت نیست، هدفته.

لقد كنت تهدد
از روزی که همدیگرو دیدیم...

بإخباري الحقيقة حول زوجي منذ اليوم الأول الذي التقينا فيه،
داری تهدیدم می‌کنی که حقیقت رو در مورد شوهرم میگی...

وأنا مستعدة لسماعك.
و حالا آماده‌ام که گوش کنم.

حاليا، الشيء الوحيد المهم
در حال حاضر، تنها چیزی که اهمیت داره...

هو التهديد الحالي... زوجك...
تهدیدی از طرف شوهرته...

معرفة حقيقته ولصالح من يعمل.
فهمیدن اینکه کی هست و برای کی کار می‌کنه.

والبقية ستأتي.
بقیه‌اش رو بعدا می‌فهمیم.

ما المشكلة؟
چه مشکلی پیش اومد؟

ابتعدوا عنها!
ازش دور شین!

-ابتعدوا عنها !
-ازش دور شین !

اطلبوا سيارة إسعاف.
آمبولانس خبر کن!

لا يمكنها المغادرة.
نباید اینجا رو ترک کنه.

لقد توقف قلبها عن النبض.
قلبش دیگه نمیزنه.

لا يمكنها أن تغادر.
نمی‌تونه از اینجا بره.

-نحن ذاهبون للمستشفى .
-باید بریم بیمارستان .

لقد قلت أنه لا يمكنكم ذلك.
گفتم نمی‌تونی بری.

-لقد توقف قلبها عن النبض .
-قلبش از کار افتاده .

-قلت لا .
-گفتم نه .

يجب علينا الذهاب للمستشفى.
باید بریم بیمارستان.

يجب أن نصل للمستشفى الان.
همین الان باید بریم بیمارستان.

بسرعة، بسرعة
عجله کنید! عجله کنید!

نحن في الطريق
محموله منتقل شده، در راهیم.

12سم مكعب من الادرينالين
دوازده سی‌سی اپینفرین.

الآن
آماده.

45ثانية
چهل‌وپنج ثانیه.

ابتعد من فضلك
برید کنار.

-توقف .
-ایست .

قرب الصورة وأعد تشغيل المقطع
بزرگش کن و دوباره پخشش کن.

انظر، ما هذا؟
ببین، اون چیه؟

أوقفهم، أوقف سيارة الإسعاف تلك
جلوشونو بگیرین، آمبولانس رو نگه دارید.

ما الذي تبحث عنه؟
داری دنبال چی میگردی؟

أسرع وافتح الباب
عجله کن در رو باز کن.

نحتاج المزيد من الأدرينالين.
به آدرنالین بیشتری نیاز داریم.

غط فمها
جلوی دهنش رو بگیر.

لا بأس، لا بأس، لا بأس.
چیزی نیست، چیزی نیست.

انت بخير، أنت بخير...
چیزی نیست. حالت خوب میشه. حالت خوب میشه، استراحت کن.

ستكونين في أمريكا بحلول الصباح.
تا صبح میرسی آمریکا.

سننقلك إلى العاصمة "واشنطن".
به واشنگتن دی‌سی می‌بریمت.

هل تعلم أين تم نقل السجين؟
میدونی که زندانی کجا قرار بود منتقل بشه؟

"واشنطن"، حسنا.
واشنگتن. خیله خب.

نعم، سنهتم بالأمر.
باشه ترتیبش رو میدیم.

جيد للغاية.
خیلی خوبه.